* ( إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً ) * ، جمله را به ( 1 ) اختلاف اهواء و آرا و ملل و ديانات مرجع با خداست و با ( 2 ) امر و حكم او و جائى كه در آن جا كس را حكم نباشد جز او را تا خبر دهد هر كسى را به آنچه كرده باشند و در آن خلاف كرده و ميان ايشان حكم فرمايد به حق و مورد آيت مورد وعيد و تهديد است .
قوله : * ( وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه ) * ، موضع « أن » و ما بعدها من الفعل نصب است و عامل در او و أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ ( 3 ) است با فعلى مضمر كه اين فعل بر او دليل مىكند و تقدير آن باشد : و انزلنا اليك الكتاب بالحق و امرناك فيه ان احكم و قلنا لك فيه ان احكم و او در تقدير مصدر باشد يعنى امرناك فى الكتاب الحكم بينهم بما انزل اللَّه .
حق تعالى گفت ما در اين كتاب تو را امر كرديم و فرموديم كه حكم كن ميان ايشان يعنى ميان اهل كتاب به آنچه خداى تعالى فرستاد از قرآن * ( وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ) * ، و متابعت اهوا و آراء ايشان مكن گفتند تكرار براى آن كرد كه حكم مختلف بود در دو وقت به دو حكومت پيش رسول آمدند يكى رجم محصن كه زنا كرده باشد و يكى در ديت كشتهاى كه ( 4 ) ميان بنى قريظه و بنى النّضير بود چنان كه قصّه آن بشرح برفت و اين روايت كردهاند از باقر - عليه السّلام .
* ( وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّه إِلَيْكَ ) * ، و حذر كن از ايشان * ( أَنْ يَفْتِنُوكَ ) * ، مفسّران گفتند كه مراد به فتنه ، اضلال است و خديعت ( 5 ) اين جا . عبد اللَّه عبّاس گفت معنى آن است كه حذر كن از ايشان تا تو را نفريبند و از ره ( 6 ) بنيفكنند ( 7 ) و متابع رأى و هواى خودت بكنند ( 8 ) به اطماع ( 9 ) تو در ايمان ايشان كه تو را وعده دهند كه ما ايمان خواهيم آوردن ، تو به ( 10 ) ايشان مقاربتى و مساهلتى كنى ( 11 ) طمعا في ايمانهم .
هامش
( 1 ) . لت : با .
( 2 ) . آج ، لت : يا .
( 3 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) آيهء 47 .
( 4 ) . اساس ، مت : گشته ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . مر در .
( 6 ) . مر ، لت : راه .
( 7 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، مت : نيفكنند .
( 8 ) . وز ، آج ، لب ، مر : نكنند ، لت : كنند .
( 9 ) . وز : به اجماع .
( 10 ) . آج ، لب ، مر ، لت : با .
( 11 ) . لت : كن .