و حمزه خواند « و ليحكم » به كسر لام و فتح ميم براى آن كه لام كى باشد و لام علَّت و متعلَّق باشد بقوله : وَآتَيْناه الإِنْجِيلَ ( 1 ) يعنى آتيناه ليحكم اهله بذلك ما عيسى را انجيل داديم تا قوم او بر آن ( 2 ) كار كند » و بر آن ( 4 ) حكم كنند و * ( فِيه ) * ضمير در او راجع است با انجيل . * ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه ) * ، من مجازات راست براى آن به جوابش فا باز آمد فى قوله * ( فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ) * .
و هر كه حكم نكند به آنچه خداى فرستاد و ( 5 ) از جمله فاسقان باشد و خارجان از فرمان خداى تعالى ، و اصل فسق به خروج باشد چنان كه گفتيم آنگاه چون ذكر جهودان و ترسايان و كتابهاى ايشان و پيغامبر ( 6 ) ايشان بگفت ذكر مسلمانان كرد و كتاب ايشان و پيغامبر ( 7 ) ايشان گفت .
* ( وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ ) * ، و گفت فرو فرستاديم به تو كه محمّدى كتاب يعنى قرآن بحقّ و درستى و راستى * ( مُصَدِّقاً ) * ، راست دارنده آن را كه پيش اوست از كتب ( 8 ) اوائل چون توريت و انجيل و زبور و صحف و هر چه پيغامبران مقدّم آوردند و نصب او بر حال است از قرآن و حال باشد از مفعول .
* ( وَمُهَيْمِناً عَلَيْه ) * ، در او [ 394 - پ ] پنج قول گفتند عبد اللَّه عبّاس و حسن و قتاده و مجاهد گفتند امينا عليه و شاهدا ، قال الشّاعر : ( 9 )
انّ الكتاب مهيمن لنبيّنا
و الحقّ يعرفه ذوو الالباب
اى شاهد . سعيد جبير ( 10 ) گفت مؤتمنا عليه ، امين داشته و بر امانت تو در آن باب اعتماد است . مبرّد و زجّاج گفتند اصل كلمه من هيمن اذا ارتقب و حفظ و شهد هيمنة .
بعضى دگر گفتند اصل او مؤيمن ( 11 ) است من الامانة ، آنگاه « ها » بدل كردند
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ( 57 ) آيهء 28 .
( 2 ) . آج ، لب ، مر : او .
( 3 ) . آج ، لب ، مر ، لت : كار كنند .
( 4 ) . مر : او .
( 5 ) . وز ، لت : او .
( 6 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت : پيغامبران .
( 7 ) . وز : پيغامبران ، لت : پيغمبرانشان .
( 8 ) . مر : كتاب .
( 9 ) . وز شعر .
( 10 ) . آج ، لب ، مر چنين .
( 11 ) . اساس ، وز : موائمن ، با توجّه به آج تصحيح شد .