حاصل كردن الَّا پس از آن كه قواعد توحيد و عدل مقرّر كرده بودى ( 1 ) و آن جز به ادلَّهء عقل ممهّد نبود ( 2 ) .
دگر آن كه اگر حجّت نبودى خداى را بر خلقان الَّا به بعثت رسل لازم آمدى كه حجّت بر رسول قائم نبودى الَّا به رسولى ( 3 ) دگر و كلام در رسول او چنان بودى كه كلام در او ( 4 ) تا مؤدّى شدى با مالا نهاية له از رسولان ، رسولان .
اين جمله براى آن گفتيم ( 5 ) تا بدانند كه بدين آيت استدلال ( 6 ) نتوان كردن بر ( 7 ) آن كه تكليف نيكو ( 8 ) نباشد الَّا پس ( 9 ) بعثت انبياء ، * ( وَكانَ اللَّه عَزِيزاً حَكِيماً ) * و خداى تعالى هميشه عزيز بوده است - قادر بر انتقام از آن كه در ( 10 ) او ( 11 ) عاصى شوند و ليكن ( 12 ) حكيم است و به وجه فرمايد چنان كه حكمت اقتضا كند چه تعجيل آن كس كند كه از فوت ترسد ( 13 ) * ( لكِنِ اللَّه يَشْهَدُ ) * لكن را چون تخفيف كنند عمل او باطل شود .
گفت لكن خداى تعالى گواهى مىدهد بدان كه ( 14 ) فرو فرستاده است به تو از كتاب قرآن و احكام شرع مسلمانى * ( أَنْزَلَه بِعِلْمِه ) * ، و به گزاف نفرستاد به علم خود فرستاد به مصالح شما كه مكلَّفانى ( 15 ) * ( وَالْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ ) * ، و فرشتگان نيز گواهى ( 16 ) دهند و اين آيت نيز ردّ بر جهودان فرستاد كه گفتند : ما أَنْزَلَ اللَّه عَلى بَشَرٍ [ 357 - پ ] مِنْ شَيْءٍ ( 17 ) ، خدا بر هيچ ( 18 ) آدمى چيزى نفرستاد . خداى تعالى گفت شما انكار مىكنيد كه خداى ( 19 ) كتاب فرستد ( 20 ) از آسمان من كه خدايم گواهى مىدهم بر آنچه فرستادهام ، بر رسول خود و فرشتگان با من گواهى مىدهند . * ( وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً ) * ، و خداى ( 21 ) جلّ
هامش
( 1 ) . مر : باشد .
( 2 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت : نشود .
( 3 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت : رسول .
( 4 ) . آج ، لب ، مر ، لت : درو / در او .
( 5 ) . مر : گفتم .
( 6 ) . مر نكنند .
( 7 ) . مر : براى .
( 8 ) . تب : نكو .
( 9 ) . مر : بعد از .
( 10 ) . مر : آنان كه بر او .
( 11 ) . اساس : درو / در او .
( 12 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : لكن .
( 13 ) . لب به تو از كتاب .
( 14 ) . مر : به آن كه .
( 15 ) . تب ، مر : مكلفانيد .
( 16 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت مى .
( 17 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 91 .
( 18 ) . لب : خداى را هيچ .
( 21 - 19 ) . مر تعالى .
( 20 ) . آج ، لب ، مر ، لت : فرستاد .