به شب سخنهايى كه خداى تعالى نپسندد ، يعنى انداخت سرقت و دروغ بر ديگرى نهادن . و تبييت كارى سگاليدن باشد به شب ، و بعضى اهل لغت گفتند : تبييت به لغت طىّ تبديل باشد ، و قال شاعرهم :
و بيّت قولي عند المليك
قاتلك اللَّه عبدا كنودا
وَ كانَ اللَّه بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً ، و خداى به آنچه ايشان مىكنند داناست ، و مورد آيت مورد وعيد و تهديد است .
قوله ( 1 ) : ها أَنْتُمْ ، « ها » تنبيه راست ، خطاب مىكند با قوم طعيمة بن ابيرق كه آمدند و جدل ( 2 ) قول و خصومت مىكردند براى او ، يعنى شما آنانى ( 3 ) كه جدل مىكردى ( 4 ) از ايشان ، يعنى از بنو ابيرق در دنيا . و « هؤلاء » ، اين جا به معنى الَّذين است على قول الزّجاج ، يعنى ها انتم الَّذين ، چنان كه هذا بمعنى الَّذي آمد في قول الشّاعر ( 5 ) :
نجوت و هذا تحملين طليق
اى و الَّذي تحملين . و مغربى گفت : « هؤلاء » كنايت است از دزدان و « أنتم » ، آنانند كه مجادلت و خصومت كردند براى ايشان ، براى آن تكرار « ها » ى تنبيه كرد . و اشتقاق جدل ، من جدلت الحبل إذا احكمت قتله ، و رجل مجدول شديد الخلق . و الأجدل الصّقر لأنّه من أشدّ الطَّيور ، و معنى آيت آن است كه خداى تعالى گفت : اى بني ابيرق ! هب كه شما با مردمان اين جا در دنيا مجادله كنى ( 6 ) براى ايشان و ذبّ كنى ( 7 ) از ايشان ، كيست كه فرداى قيامت براى ايشان با خداى مجادله خواهد كردن ؟ و كيست كه و كيل و نايب ايشان خواهد بودن در خصومت ؟ چون اين جمله تشنيع و تهديد بكرد ايشان را ، پس ازين همه اميد داد و گفت : هر كه بديى ( 8 ) كند يا بر خود ظلم كند .
هامش
( 6 - 1 ) . آج ، لب : و قوله .
( 2 ) . اساس ، مت : جعل ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . تب ، آج ، لب : آنانيد .
( 4 ) . تب ، آج ، لب : مىكرديد .
( 5 ) . تب شعر .
( 7 ) . تب ، مر : كنيد .
( 8 ) . وز ، لب ، مر ، لت : بدى .