كند و به فرقهء دوم يك ركعت ، و همچنين فرقهء اول را تكبير باشد و فرقهء دوم را تسليم ، فهذا معنى قوله : * ( فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَلْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ ) * ، و اين كيفيّت ( 1 ) بعينها مذهب شافعى است و مذهب احمد حنبل و مذهب مالك در اوّل ، آنگه ( 2 ) باز آمد از اين و خلاف كرد در يك فصل ، و آن آن است كه گفت : چون امام سلام باز دهد ، ايشان كه در پى اويند سلامها باز ندهند ، بل برخيزند و ركعتى دگر كنند و آنگه سلام باز دهند . و ابن ابى ليلى همچنين گفت ، جز كه در يك فصل خلاف كرد و آن آن است كه گفت : امام به اوّل تكبير احرام به هر دو فرقه ببندد ، و آنگه ( 3 ) فرقتى بروند و يك فرقت با او ايستند ( 4 ) و باقى چنان كه گفتيم .
و مذهب ابو حنيفه آن است كه ( 5 ) : دو فرقه شوند - چنان كه ما گفتيم - و امام تكبير احرام كند و به يك فرقه يك ركعت نماز بكند ، چون به ركعت دوم ( 6 ) برخيزد اين گروه كه به اول يك ركعت كرده باشند در نماز بروند و به برابر دشمن روند ( 7 ) و آن طايفه بيايند و تكبير نماز ببندند و با امام اين يك ركعت ( 8 ) بكنند و امام سلام دهد ( 9 ) و ايشان ندهند ، بل در نماز بروند و به برابر دشمن شوند ، و آن ( 10 ) طايفهء اوّل باز آيند و آن ركعت دوم ( 11 ) كه بر ايشان مانده باشد بكنند و برابر دشمن روند ، و آنگه آن طايفه بيايند - أعنى طايفهء دوم - و نماز خود تمام بكنند ، و هر دو فرقه را نماز تمام باشد . مخالفت او با ما چند جاى است :
يكى آن كه گفت : در نماز آيند و شوند ، و نمازشان تباه نشود به سبب خوف ، و دوم ( 12 ) آن كه گفت : با امام سلام بدهند ( 13 ) . و اصحاب شافعى حكايت مذهب ( 14 ) ابن ابي ليلى كنند ( 15 ) ، و اخبار بسيار آمده از طرف ( 16 ) ما و مخالفان بر اين ترتيب كه ما گفتيم
هامش
( 1 ) . مر : اين طريق .
( 3 - 2 ) . مر : آنگاه .
( 4 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت : بايستند .
( 5 ) . مر به .
( 12 - 11 - 6 ) . مر : دويم .
( 7 ) . لت : شوند .
( 8 ) . آج ، لب نماز .
( 9 ) . مر : باز دهد .
( 10 ) . مر : آنگاه آن .
( 13 ) . تب ، آج ، لب : ندهند .
( 14 ) . آج ، لب ابو حنيفه بر مذهب .
( 15 ) . آج ، لب ، لت : و اصحاب ابو حنيفه از اصحاب شافعى حكايت ابن ليلى كنند .
( 16 ) . تب : طريق ، اج ، لب ، مر ، لت : طرق .