قصر نماز مسافر دو يكى ( 1 ) ، چنان كه آنچه حاضر را چهار باشد ، مسافر خايف را يكى باشد ، و اين مذهب عبد اللَّه عبّاس است به روايتى .
و فتنهء كافران در آيت دل مشغولى دادن ايشان باشد مؤمنان را به ترسانيدن و كيد كردن و حرب كردن با ايشان ، و اصله في الامتحان .
ابن جريح و قتاده گفتند : در قراءت ابىّ چنين است : اذا ضربتم في الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلاة ان يفتنكم الَّذين كفروا - و « ان خفتم » در جامع او نيست ، على معنى لئلا يفتنكم الَّذين كفروا ، كما قال تعالى : يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا ( 2 ) ، و المعنى لئلا تضلَّوا ، و قوله : وَأَلْقى فِي الأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ( 3 ) ، و المعنى : لئلا تميد بكم - و معنى آن كه بر شما حرجى نيست كه قصر كنى ( 4 ) از نماز تا به فتنه نيفگنند شما را كافران ، و بر اين قراءت چون در آيت خوف نبود بر مذهب ما و مذهب فقها راست باشد .
و راوى خبر گويد كه من گفتم عمر خطَّاب را كه : ما را چه عذر است كه قصر مىكنيم ، و خداى تعالى به خوف مشروط بكرد و ما ايمنيم ؟ گفت : اين كه تو را مشكل است ، مرا نيز ( 5 ) مشكل بود ، از رسول - عليه السلام - پرسيدم ، گفت :
صدقة تصدّق اللَّه بها عليكم فاقبلوا صدقته
، گفت : صدقه ( 6 ) است كه خداى تعالى به شما داد ، صدقهء او قبول كنى ( 7 ) .
و قومى گفتند كه : قصر روا نباشد الَّا با خوف ، و اين از عايشه روايت كردند و سعد ابو وقّاص ( 8 ) ، و اين خلاف منقرض ( 9 ) است و در ( 10 ) فقهاء مذهب هيچ كس نيست . و قوله : * ( إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً ) * ، براى آن ( 11 ) به لفظ واحد گفت « عدوّا » با آن كه كافران جمعاند ، كه فعول و فعيل را لفظ واحد و جمع يكى باشد ، يقال : رجل
هامش
( 1 ) . وز : مسافر يكى شود ، تب ، آج ، لب ، لت : مسافر دو يكى شود ، مت : مسافر يكى دو ، مر : مسافر كه دو يكى شود .
( 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيه 176 .
( 3 ) . سوره نمل ( 16 ) آيه 15 ، لقمان ( 31 ) آيه 10 .
( 7 - 4 ) . تب ، مر : كنيد .
( 5 ) . مر : هم .
( 6 ) . تب ، مر : صدقهاى ، لت : صدقهء / صدقهاى .
( 8 ) . مر : سعد بن وقاص .
( 9 ) . وز : متعرّض .
( 10 ) . مر : و از .
( 11 ) . وز : براى استحقاق ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : براى آن كه .