عقبة بن عامر روايت كرد ( 1 ) كه رسول - عليه السلام - گفت :
المسر ( 2 ) بالقرآن كالمسر ( 3 ) بالصدقة ، و الجاهر بالقرآن كالجاهر بالصدقة
، گفت ( 4 ) : آن كس كه قرآن خواند در سرّ چنان بود كه آن كس كه صدقه دهد به سرّ . و آن كس كه به آواز بلند خواند ، چنان بود كه آن كس ( 5 ) صدقه دهد آشكارا ( 6 ) .
علىّ بن طلحه روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس ( 7 ) كه او گفت : صدقه تطوّع را در سرّ بر صدقه آشكارا چندان تفاوت است كه يكى از اين هفتاد ضعف آن باشد ، و صدقه فريضه در سرّ بر ( 8 ) علانيه به بيست و پنج ضعف افزون است ، و همچنين جمله فرايض و نوافل . * ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ) * ، و خداى به آنچه شما مىكنى دانا و آگاه است .
* ( لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ ) * ، كلبى گفت : رسول - صلى اللَّه عليه و على آله - برفت تا عمره آرد - عمره اى كه او را قضا شده بود - و اسماء بنت ابى بكر با او بود ، و مادرش قتيله [ 366 - ر ] و جدّه يش ( 9 ) ، بيامدند و از او چيزى خواستند - و ايشان مشرك بودند . او گفت : من چيزى به شما ندهم تا دستورى با ( 10 ) رسول خداى نبرم كه شما بر دين ما نه اى ( 11 ) . آنگه دستورى با رسول خداى بود كه شايد كه اينان را چيزى بدهم ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد . رسول - عليه السلام - گفت : آيت آمد به جواز اين ، از صدقه سنّت چيزى به ايشان ده .
كلبى روايتى دگر ( 12 ) آورد و گفت : جماعتى مسلمانان بودند كه ايشان را خويشان و پيوستگان بودند از جهودان ، و با ايشان مبرّت كردندى و برايشان نفقه كردندى . چون مسلمان شدند آن خير و بر وصلت باز گرفتند ( 13 ) ، رسول - عليه السلام - را گفتند كه : شايد كه چيزى به اينان دهيم ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد .
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : روايت كند .
( 2 ) . مب ، مر : المس .
( 3 ) . مب ، مر : كالمسّ .
( 4 ) . اساس : يعنى ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . همه نسخه بدلها كه .
( 6 ) . همه نسخه بدلها : صدقه آشكارا ( تب : باشكارا ) دهد و .
( 7 ) . دب از رسول ( ص ) و آله .
( 8 ) . دب : و .
( 9 ) . تب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : جده اش .
( 10 ) . تب : بنزد .
( 11 ) . اساس : نه ى / نه اى ، تب ، مر : نهايد .
( 12 ) . تب ، مج ، وز ، دب ، فق : روايت ديگر .
( 13 ) . آج ، لب ، باز گرفتندى .