ساقط باشد ، سواء اگر مال دارد و اگر ندارد .
دليل ما و شافعى خبر خثعمه است كه بيامد و رسول را گفت : يا رسول اللَّه ! فرض حجّ ، پدرم را دريافت و او پير پير ( 1 ) است ، و بر راحله نتواند نشستن ، روا باشد كه من از او ( 2 ) حجّ كنم ؟ گفت : روا باشد . گفت : يا رسول اللَّه ! سود دارد او را ؟ گفت :
ارايت لو كان على ابيك دين فقضيته [ 444 - پ ] اما كان يجزي ، قالت : نعم . قال :
فدين اللَّه احقّ ،
گفت : چه گويى اگر بر پدرت وامى باشد ؟ تو بگذارى ، روا باشد ؟
گفت : بلى ، گفت : وام خداى اوليتر .
و امّا آن كس كه بيمار باشد - بيمارى كه اميد برء باشد او را - روا نباشد كه از او حجّ كنند به نيابت ، براى آن كه او آيس نيست از آن كه به نفس خود حجّ كند ، اگر كسى از او حجّ كند روا نباشد بنزديك شافعى ، و بنزديك ابو حنيفه روا باشد .
و « استطاعت » در لغت آن باشد كه فعل به او ( 3 ) طوع تو باشد از قدرت و آلت ، و در شرع عبارت است در باب حج از اين كه گفتيم .
* ( وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّه غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ ) * ، هر كه كافر شود ، خداى تعالى مستغنى است از جهانيان ، معنى آن است : تا بدانند كه مرا در كردن حجّ و عبادت شما منفعتى نيست .
مفسران در تعيين ( 4 ) آن خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس و حسن و ضحاك گفتند :
مراد آن است كه هر كه جحود كند وجوب حجّ را . مجاهد گفت : مراد آن است كه اگر حجّ كند از باب ( 5 ) برّ نبيند ، و اگر نكند خويشتن مأثوم نداند . و روايت كردند از رسول - عليه السلام - كه گفت : مراد آن است [ كه ] ( 6 ) : من ( 7 ) كفر بالله و اليوم الاخر ، [ هر ] ( 8 ) كه به خداى و قيامت كافر شود .
سعيد بن المسيّب گفت : آيت در جهودان آمد آنگه كه گفتند : حجّ كردن به خانه كعبه واجب نيست . ضحّاك گفت : چون آيت حجّ آمد ، رسول - عليه السلام -
هامش
( 1 ) . وز : پر پير .
( 2 ) . مر : من به نيابت او .
( 3 ) . وز : بازو ، مر : با .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تفسير .
( 5 ) . وز : لب : ارباب .
( 8 - 6 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : فمن .