خداى تعالى او را عافيت دهد ، او دوستتر طعام ( 1 ) و شرابى بر خويشتن ( 2 ) حرام كند ، و دوستترين طعامها و شرابها بر او گوشت شتر و شير شتر بود ، آن بر خويشتن ( 3 ) حرام كرد ( 4 ) ، گفتند : صدقت ( 5 ) اللَّهم نعم همچنين است كه ( 6 ) گفتى .
ضحّاك گفتى ( 7 ) از عبد اللَّه عبّاس كه : يعقوب را عرق النّسا ( 8 ) پديد آمد ، طبيبان او را نهى كردند از گوشت شتر و شير شتر ، او آن هر دو بر خويشتن حرام كرد .
[ جهودان گفتند : ما آنچه يعقوب بر خود حرام كرد نيز بر خود حرام كنيم ( 9 ) مساعدت ( 10 ) او را . عكرمه گفت : يعقوب - عليه السلام - پيه بر خويشتن حرام كرد ] ( 11 ) و جگر و وكك ( 12 ) .
مجاهد گفت : گوشت چهار پاى بر خويشتن حرام كرد . حسن بصرى : گفت :
گوشت شتر بود ، و لكن از خداى دستورى خواست [ براى تعبّد ] ( 13 ) و تقرّب را ( 14 ) خداى تعالى او را دستورى داد در آن .
آنگه مفسران خلاف كردند در حال اين طعام كه يعقوب بر خويشتن حرام كرد ، تا حكم آن در توريت چه بود ؟ سدّي گفت : توريت كه آمد به تحريم آن آمد ، و اين قول نيك نيست براى آن كه ممنوع است از او ، لقوله تعالى : * ( قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ ) * . و رسول - عليه السلام - جهودان را در وقت مناظره گفت : توريت بياريد بخوانيد ( 15 ) اگر راست مىگوييد ( 16 ) . چون ( 17 ) توريت بياوردند ، آنچه ايشان تحريم آن دعوى مىكردند در توريت نبود ، خجل شدند و عناد ايشان ظاهر شد .
هامش
( 1 ) . دب : طعامى .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خود .
( 3 ) . مب ، مر : آن را بر خود .
( 4 ) . مب ، مر جهودان .
( 5 ) . مج : صدقست ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . مب ، مر تو .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت .
( 8 ) . مب ، مر : يعقوب را دردى .
( 9 ) . مب ، مر : حرام كرديم .
( 10 ) . دب : موافقت .
( 11 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . مب ، مر : جگر و گرده ، آج ، در حاشيه كلمه « وكك » را به كليه معنى كرده است .
( 14 - 13 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 15 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بخوانى / بخوانيد .
( 16 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مىگويى / مىگوييد .
( 17 ) . مب ، مر ايشان .