آن روز باشد كه مرا در گور نهند ، از آن محتاجتر نباشم براى حاجت سخت بهينه ( 1 ) مال بايد نهادن ، و خداى تعالى مىگويد : * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * .
عبد اللَّه بن سيدان روايت كند از ابو ذر ( 2 ) - رحمة اللَّه عليه - كه او گفت تو را در مالت سه انبازاند ( 3 ) : يكى قدر كه دستور با تو نيارد ( 4 ) كه كدام ببرد بهتر يا بتر ( 5 ) ، يعنى آفت خداى . دوم ( 6 ) وارثت ( 7 ) كه منتظر آن است كه تو چشم بر هم نهى تا او مال ببرد . و انباز سهام ( 8 ) تويى اگر بتوانى كردن كه تو عاجزترين ( 9 ) سه گانه ( 10 ) نباشى بكن . آنگه گفت خداى تعالى مىگويد : * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * ، و اين شتر دوستر ( 11 ) مال من است بنزديك من براى خود اختيار كردم تا خاصّه مرا باشد ، و آن را در راه صدقه صرف كرد ( 12 ) .
راوى خبر گويد : سايلى به در سراى ( 13 ) ربيع خثيم ( 14 ) آمد ، ربيع خثيم ( 15 ) گفت :
برويد ( 16 ) پاره اى شكر ( 17 ) به اين سايل دهيد ( 18 ) . من گفتم : سايل شكر چه خواهد كردن ( 19 ) ؟
او را نان بايد ، گفت : خداى داند كه ربيع خثيم ( 20 ) شكر دوست ( 21 ) دارد و مىگويد :
* ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * .
و در اثر هست كه : زبيده امّ جعفر زن هارون الرّشيد مصحفي قرآن فرمود نوشتن ( 22 ) به نود پاره به زر ، و پشتهاى آن ( 23 ) زرّين كرده بود مرصّع به انواع جواهر بيش
هامش
( 1 ) . مب : بهترين ، مر : خوبترين .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ابو ذر غفارى .
( 3 ) . دب : انباز است .
( 4 ) . دب : كه با تو دستورى نيارد .
( 5 ) . مر : بدتر .
( 6 ) . مب : دويم .
( 7 ) . دب ، آج ، لب : وارث است .
( 8 ) . مب ، سيوم ، فق ، مب : سيم .
( 9 ) . دب : عاجزتر از اين .
( 10 ) . دب ، مر : عاجزترين ايشان .
( 11 ) . مب : دوستترين .
( 12 ) . فق : در راه خدا صدقه كرد ، مب ، مر : در راه خداى صرف كرد .
( 13 ) . آج ، لب ، فق : سايلى نزد .
( 14 ) . دب : ربيع خيثمه ، فق ، مب ، مر : ربيع خيثم .
( 15 ) . فق ، مب : ربيع خيثم ، دب : ربيع .
( 16 ) . آج ، لب ، فق : به روى / برويد .
( 17 ) . مب بياريد .
( 18 ) . دب ، آج ، لب ، فق : دهى / دهيد .
( 19 ) . دب : به شكر چه خواهد كرد ، مب ، مر : شكر چه كند .
( 20 ) . دب : ربيع خثيمه ، فق : ربيع خيثم .
( 21 ) . مر : دوستتر .
( 22 ) . مب ، مر : تا نوشتند .
( 23 ) . مب : و پشت آن را كه و جلد آن را ، مر : و پشت جلد آن را .