كنند ، امّا در جمله اصول نه .
دگر آن كه : در آيت دليل است بر بطلان مذهب اصحاب معارف ، و آن آن است كه گفت : * ( وَتَكْتُمُونَ ) * ( 1 ) * ( الْحَقَّ ) * ، و ايشان حق پنهان مىكنند . اگر مردم همه حق دان و حق شناس بودندى ، كتمان صورت نبستى و ممكن نشدى ، براى آن كه اين كتمان حقّ ( 2 ) تلبيس بر آنان شايد كردن كه ندانند ( 3 ) .
* ( وَقالَتْ طائِفَةٌ ) * ، گفتند ( 4 ) گروهى ، « جماعت » را براى آن طايفه خوانند تشبيها بالرّفقة ( 5 ) الطَّايفة في الاسفار . و گفتهاند : براى آن كه مجتمع باشند چون حلقه كه ، يمكن ان يطاف حولها ، نحو قوله : عِيشَةٍ ( 6 ) راضِيَةٍ ( 7 ) ، اى مرضيّة في قول الكوفيّين ، و :
ذات رضا ، في قول البصريين .
حسن بصرى و سدّى گفتند : دوازده كس از اهل كتاب از جهودان خيبر و دههاى غرينه ( 8 ) مواطاة كردند و گفتند : بيايى ( 9 ) تا بامداد به محمّد ايمان آوريم و نماز ديگر كافر شويم با او ( 10 ) و گوييم : ما بدانستيم كه اين نه آن پيغامبر است كه ما گمان برديم تا اصحاب او به شك افتند و ايشان نيز كافر شوند .
مجاهد و مقاتل گفتند : آيت در باب قبله آمد . چون قبله با ( 11 ) كعبه گردانيد خداى تعالى ، جهودان را سخت آمد . كعب اشرف گفت : بامداد به قبله محمّد ايمان آرى ( 12 ) به زبان و روى به او كنى ( 13 ) ، و نماز ديگر روى با بيت المقدّس كنى ( 14 ) تا اصحاب او به شك افتند ، باشد كه از او برگردند ( 15 ) و فعل ما ايشان را شبهه شود .
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : يكتمون .
( 2 ) . كذا در مج ، وز : من ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و .
( 3 ) . اساس : بدانند ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . فق : گفتندى .
( 5 ) . مج ، مب : بالرّفعة ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر : في عيشة .
( 7 ) . سوره حاقّه ( 61 ) آيه 20 .
( 8 ) . كذا در مج و ديگر نسخه بدلها ، تفسير طبرى ( 6 / 507 ) : عربية .
( 9 ) . بيايى / بياييد .
( 10 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به او .
( 11 ) . مج : ما ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : آريد .
( 13 ) . كنى / كنيد .
( 14 ) . دب ، مب ، مر : كنيد .
( 15 ) . مج ، وز ، برگرديد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .