اى فلان ، تا عام شد و اين كلمه به تازى و پارسى مىگويند ، و اگر چه گوينده ( 1 ) در پستى باشد ( 2 ) نه بر ( 3 ) بلندى و به جاى هلمّ . * ( نَدْعُ ) * مجزوم است به جواب امر .
أَبْنائِنا ، باتّفاق مراد حسن و حسيناند ، و در اين جا دليل است بر آن كه ايشان فرزندان رسولاند باطلاق اسم البنوّة عليهم من اللَّه ، براى آن كه خداى تعالى ايشان را پسر او خواند ( 4 ) ، اخبار از طريق مخالف و مؤالف به اين متظاهر است كه رسول - عليه السلام - گفته است . و ايشان را فرزند خواند ( 5 ) ، و مانند آن كه گفت :
ابناى هذان ريحانتاى من الدّنيا ،
گفت : اين دو پسر من ريحان ( 6 ) منند از دنيا ، و اتّفاق امّت است كه خطاب جمله صحابه رسول در عهد رسول ( 7 ) پس او با ايشان « يا بن رسول اللَّه » بوده است .
و در خبر مىآيد كه در صفّين روزى از روزها محمّد حنفيّة - رحمة اللَّه ( 8 ) عليه - كارزارى ( 9 ) مىكرد و ابلاء جهد كرد ، امير المؤمنين ( 10 ) - عليه السلام - [ او را ] ( 11 ) گفت :
اشهد انّك ابني حقّا ،
گواهى دهم ( 12 ) كه تو پسر منى ( 13 ) بحقيقت ( 14 ) . گفتند : اى امير المؤمنين ! پس حسن و حسين ( 15 ) ؟ گفت ( 16 ) :
هما ابنا رسول اللَّه ،
ايشان پسران پيغامبر خدااند ( 17 ) . و در اين آيت دليل است بر آن كه دختر زاده فرزند باشد . و مرد چون وقفي كند على اولاده و اولاد اولاده دختر زاده در آن جا شود و اين مذهب ماست و مذهب شافعى ، و آيت ، حجّت ماست و حجّت شافعى بر ابو حنيفه كه او گفت :
دختر زاده در آن وقف داخل نبود ، به اين بيت استشهاد كرد :
هامش
( 1 ) . مج ، مب : گوينده ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر و .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در .
( 4 ) . دب و .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر : فرزندان خوانده .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دو ريحان .
( 7 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و .
( 8 ) . مب : رحمهم اللَّه .
( 9 ) . لب : كالزارى .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر على .
( 11 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . مر : مىدهم .
( 13 ) . مج : من ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 14 ) . مب ، مر : بتحقيق .
( 15 ) . كذا : در مج و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 3 / 64 ) كيستند .
( 16 ) . مج : گفتند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 17 ) . آج ، لب ، فق ، خدايند .