يحيى راست دارنده به كلمتى ( 1 ) از خدا و مهترى و پارسايى و پيغامبرى از نيكان .
گفت : اى خداوند من ! چگونه باشد مرا فرزندى ( 2 ) و به من رسيد ( 3 ) بزرگى ، و زن من نازاينده است ، [ گفت ] ( 4 ) : خداى همچنين كند آنچه خواهد .
[ 419 - پ ]
گفت : خداى من كن ( 5 ) مرا نشانى . گفت : نشانى ( 6 ) تو آن است كه سخن مگويى با مردمان سه روز ( 7 ) مگر به اشاره ، و ياد كن خدايت را بسيارى ، و تسبيح كن ( 8 ) به شبانگاه و بامداد .
قوله : * ( إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ ) * ، « اذ » ظرف زمان گذشته باشد ، و در عامل او چند قول گفتند :
اخفش و مبرّد گفتند : فعلى مضمر است ، و التّقدير اذكر اذ قالت .
زجّاج گفت : عامل در او « اصطفى آدم » و اين بعيد است . رمّانى گفت : عامل در او « سميع عليم » است . و اين قريبتر است از قول زجّاج .
و ابو عبيده گفت : « اذ » زيادت است ، و هذا ابعد الوجوه . و زن عمران مادر مريم بنت عمران است مادر ( 9 ) عيسى - عليه السلام - و نام او حنّه بنت قاقود بن قبيل ( 10 ) بود .
و امّا عمران : عبد اللَّه عبّاس و مقاتل گفتند : هو ( 11 ) عمران بن ماثان بود و نه پدر موسى بود ، چه از ميان اين عمران و آن عمران كه پدر موسى بود هزار [ و ] ( 12 ) هشصد ( 13 )
هامش
( 1 ) . اساس : كلمه ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 2 ) . وز : پسرى ، آج ، لب ، فق : كودكى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : و حال رسيد به من .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز افزوده شد .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : پديد كن .
( 6 ) . وز ، آج ، لب ، فق : نشان .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : شبان روز .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : و نماز گزار يا تسبيح گوى .
( 9 ) . كذا : در اساس و همه نسخه بدلها ، تفسير قرطبى ( 4 / 65 ) : جدّة .
( 10 ) . كذا در اساس ، وز : قاقور بن قبيل ، دب ، مب : قارور بن قبيل ، آج ، لب ، فق ، مر : فاقور بن قبيل ، تفسير قرطبى
( 4 / 65 ) : فاقود بن قنبل ، تفسير طبرى ( 3 / 235 ) : فاقوذ بن قتيل .
( 11 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و هو .
( 12 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 13 ) . دب ، مب : هشتصد .