وزير و خليفه من در حيات من و خداوند امامت از پس وفات من ، و بهينه هر كس كه او را رها كنم و آن على ابو طالب ( 1 ) است . الا و هر كه طاعت او دارد طاعت من داشته باشد ، و هر كه طاعت من دارد طاعت خداى داشته باشد ، و هر كه از او مفارقت كند از من مفارقت كرده باشد ، و هر كه از من مفارقت كند از خداى مفارقت كرده باشد - يعنى از دين خدا - و هر كه از خدا مفارقت بكند لعنت خدا بر او باد ( 2 ) .
پس از آن روزى اوس ( 3 ) بن بشر التّيمىّ على را گفت : ابيتم يا بنى هاشم الَّا المخاريق ( 4 ) ، اى بنى هاشم شما الَّا حيله چيزى ديگر نكنى ، اى بنى هاشم چرا شما به ولايت مخصوصيد ( 5 ) دون ما ؟ امير المؤمنين گفت :
و ابيت يا اوس ( 6 ) الَّا من كذب ( 7 ) ،
تو اى اوس ( 8 ) الَّا دروغ ندانى
انّ اللَّه اختارنا ذرية ابراهيم
، خداى تعالى ما را كه فرزندان ابراهيميم ( 9 ) برگزيد . اوس ( 10 ) گفت : و ما نيز از فرزندان آدميم و زنگيان و نوبيان ( 11 ) از فرزندان سام بن نوح ( 12 ) اند - و اينان دو پيغمبر ( 13 ) مرسل بودند .
على - عليه السلام - برفت و رسول را خبر داد به آنچه ميان ايشان رفت . رسول - عليه السلام - گفت :
و اللَّه لا ازجره الَّا بالوحى
، به خداى كه من زجر او [ جز ] ( 14 ) به وحى نكنم . در حال جبريل مى ( 15 ) آمد و گفت : خدايت سلام مىكند ، و اين آيات ( 16 ) آورد : * ( قُلْ أَطِيعُوا اللَّه وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ ، إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ، ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * .
هامش
( 1 ) . مب ، مر : على بن ابى طالب .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : باشد .
( 8 - 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اويس .
( 4 ) . آج ، لب ، الَّا المحال ، لب ، فق : الَّا المحار .
( 5 ) . وز ، دب ، مخصوصى / مخصوصيد ، مب : مخصوص آييد .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اويس .
( 7 ) . كذا در اساس ، ديگر نسخه بدلها : الَّا الكذب .
( 9 ) . اساس ، دب ، ابراهيم ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . مب ، مر : اويس .
( 11 ) . اساس : او بيان ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . دب ، آج ، لب : حام بن نوح .
( 13 ) . وز ، دب : پيغامبر .
( 14 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 15 ) . دب ، مر : ندارد .
( 16 ) . مب ، مر : آيت .