و البى ( 1 ) روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : هر [ كس ] ( 2 ) كه او اصرار كند بر ربا ، بر امام مسلمانان ( 3 ) است كه استتابة كند او را [ يعنى ] ( 4 ) توبه بر او عرضه ( 5 ) كند ، اگر توبه كند ( 6 ) و الَّا گردنش بزند .
اهل معانى گفتند : * ( بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه ) * ، حرب خداى با او آتش دوزخ باشد ، و حرب رسول به ( 7 ) تيغ جهاد ( 8 ) باشد ( 9 ) .
* ( وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ ) * ، و اگر توبه كنى از ربا به هر حال از سرمايه نقصانى نبود شما را ، سرمايه شما شما را بود ( 10 ) . * ( لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ ) * ، شما ظلم نكنيد ( 11 ) بر ايشان به خواستن ناحق ، و ايشان نيز نبايد كه بر شما ظلم كنند و سرمايه تان بندهند ( 12 ) .
ابان و مفضّل روايت كنند ( 13 ) از عاصم [ به ] ( 14 ) ضم « تا » ى اوّل و فتح دوم ( 15 ) ، چنان كه فعل اوّل مجهول باشد و دوم ( 16 ) مستقيم بر عكس قراءت عامه قرّاء ، نه بر شما ظلم كنند و نه شما ( 17 ) ظلم كنيد .
* ( وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ ) * ، « كان » بر دو وجه باشد : يكى تامّه و يكى ناقصه . معنى ( 18 ) تامّه آن بود كه در او معنى حدث باشد ، چنان كه ( 19 ) كانت الكاينه و كان كذا اذا وجد ، قال الشّاعر ( 20 ) :
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : و والبىّ .
( 14 - 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس ، دب آن ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 5 ) . تب ، دب ، مر : عرض .
( 6 ) . تب : توبه كرد .
( 7 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 8 ) . تب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و جهاد .
( 9 ) . تب قال اللَّه تعالى .
( 10 ) . تب قوله تعالى .
( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مكنى / مكنيد .
( 12 ) . دب ، فق ، مب ، مر : ندهند ، همه نسخه بدلها و .
( 13 ) . اساس كه نو نويس است : كردند ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 16 - 15 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دويم .
( 17 ) . اساس كه نو نويس است نيز ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 18 ) . اساس كه نو نويس است : كان ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 19 ) . اساس كه نو نويس است : چون ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 20 ) . تب شعر .