اگر نكنيد بدانى ( 1 ) به كارزارى از خدا و رسولش ، و اگر توبه كنيد شما راست سرمايه ( 2 ) شما ، ستم نكنيد [ شما ] ( 3 ) و بر شما ستم نكنند ( 4 ) .
و اگر باشد درويشى ( 5 ) ، مهلت دهيد تا به دست فراخى ( 6 ) و اگر صدقه كنيد ( 7 ) بهتر بود شما را اگر دانيد ( 8 ) .
و بترسيد از روزى كه شما را باز برند در او ( 9 ) با خداى ، پس تمام بدهند ( 10 ) هر تنى را آنچه كرده باشد ، و برايشان ستم نكنند ( 11 ) .
قوله : * ( الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا ) * ( 12 ) ، حق تعالى گفت : آنان كه ربا خورند . و « ربا » در لغت عرب زيادت بود ، قال اللَّه تعالى : وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّه ( 13 ) ، اى لا يزيد ، و قال عزّ من قائل : فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ ( 14 ) ، اى ارتفعت و انتفخت ، و آن نيز از روى ظاهر زيادتى باشد و در شرع هم زيادت باشد جز كه زيادت بر رأس المال را ربا خوانند و هر ( 15 ) زيادات ( 16 ) را ربا نخوانند ، و اين از اسماء مخصوصه باشد كالصّوم و الحج .
بدان كه خلافى نيست از ( 17 ) ميان اهل اسلام در تحريم ربا ، و صادق -
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : دانا شويد .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : اصل سرمايه مالهاى .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به تب ، مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : و ستم مكنيد برايشان .
( 5 ) . تب : باشد خداوند درويشى ، آج ، لب ، فق : خداوند تنگ دستى .
( 6 ) . تب : فراخ دستى ، آج ، لب ، فق : هنگام توانگرى .
( 7 ) . تب : صدقه دهيد .
( 8 ) . تب : كه دانيد .
( 9 ) . تب : شما را با او برند .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : تمام داده شود .
( 11 ) . اساس كه نو نويس است : و ايشان نشوند ستم كرده ، با توجّه به تب مج ، وز ، تصحيح شد .
( 12 ) . مج ، وز ، دب : الرّبا .
( 13 ) . سوره روم ( 30 ) آيه 39 .
( 14 ) . سوره حج ( 22 ) آيه 5 ، سوره فصّلت ( 41 ) آيه 39 .
( 15 ) . تب ، دب ، آج ، لب ، فق ، دگر .
( 16 ) . تب ، دب : زيادت .
( 17 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .