سعيد جبير گفت از عبد اللَّه عبّاس ( 1 ) كه : در انصاريان چون زنى بودى كه او را فرزند بنماندى ، او گفتى بر سبيل نذر كه : اگر مرا فرزندى بماند به جهودانش دهم ، و اين پيش اسلام بود . چون اسلام پديد آمد ، از اينان جماعتى در بنى النّضير ( 2 ) بودند .
چون خداى تعالى جلا بر ايشان نوشت كه بروند و خان و مان رها كنند ، انصاريان گفتند : يا رسول اللَّه ! فرزندان و برادران مااند ، خداى تعالى اين آيهء فرستاد : * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ . ) * رسول - عليه السّلام - گفت : خداى تعالى ايشان را مخيّر بكرد ، اگر مسلمانى خواهند اين جا بباشند ، اگر جهودى خواهند با ايشان بروند .
قتاده ( 3 ) و عطا و ضحّاك و ابو روق و واقدي گفتند مراد آن است : لا اكراه فى الدّين بعد اسلام العرب ، براى آن كه عرب امّتى بودند امّى ، ايشان را كتابى نبود ، خداى تعالى رسول را - عليه السّلام - فرمود كه : از عرب قبول مكن الَّا اسلام ، يا تيغ فرود آر بر ايشان ( 4 ) . اهل كتاب را حكمى ديگر نهاد و آن جزيه ( 5 ) بود ، گفت : اينان را اكراه مكن بعد قبول جزيه ( 6 ) ، يا ايمان آرند يا جزيه ( 7 ) دهند .
و اقوالى ديگر ( 8 ) گفتند در سبب نزول آيت متقارب المعنى ، و مرجع با اين است كه ما گفتيم .
زجّاج گفت : * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ ) * ، من قول العرب : اكرهت فلانا اذا نسبته الى الكره ، كما يقال : اكفرته و افسقته و اظلمته اذا نسبته الى الكفر و الفسق و الظَّلم ، قال الكميت :
فطايفة قد اكفروني بحبّكم
و طايفة قالوا مسيء و مذنب
و معنى آن است كه : آن را كه در اسلام آيد ، مگوى ( 9 ) تو مكرهى ( 10 ) ايمان اكراه
هامش
( 1 ) . اساس ، مر : انصار ، مب : انصارى ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . اساس ، دب ، لب ، فق ، مر : بنى النسير ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . اساس گفت مج : عبارت را ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 4 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر : تيغ فرود ايشان ، يا تيغ بر ايشان فرود آر .
( 7 - 6 - 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : جزيت .
( 8 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : دگر .
( 9 ) . مر : مگوييد .
( 10 ) . اساس ، مب ، مر : مكروهى ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .