نيست . نفى عرش و كرسىّ و لوح و قلم كردند .
يازدهم ( 1 ) : * ( وَلا يَؤُدُه حِفْظُهُما ) * ، دليل بطلان قول جهودان كرد كه گفتند : انّ اللَّه تعالى اعيى ( 2 ) بخلق ( 3 ) السّموات و الأرض فاستراح . ديگر دليل بطلان قول آنان كه گفتند : خداى تعالى قادر است به قدرت ، [ 344 - پ ] كه به قدرت فعل مخترع نشايد كردن .
دوازدهم قوله : * ( وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ) * ، دليل است بر بطلان قول ثنويان ( 4 ) چه اگر با او الهى بودى ممانعت كردى او را و مستعلى نبودى بر اشياء ، همانا عظم ( 5 ) موقع اين آيت براى كثرت ادلَّه اوست ( 6 ) بر اصول مسلمانى از توحيد و عدل .
قوله : * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ ) * ، مجاهد گفت : آيت در مرد [ ى ] ( 7 ) انصارى آمد كه غلامى سياه داشت او را صبيح گفتند ، او را اكراه مىكرد بر اسلام .
سدّي گفت : در حقّ مردى انصارى آمد كه او را ابو الحصين گفتند ، او دو پسر داشت . جماعتى از بازرگانان از شام به مدينه آمدند و آن پسران او را دعوت كردند با ترسايى . ترسا شدند و با ايشان برفتند . او بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! كسى از عقب ( 8 ) ايشان بفرست و ايشان را باز آر و زجر كن تا [ با ] ( 9 ) مسلمانى آيند .
خداى تعالى اين آيت بفرستاد : * ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ . ) * آن مرد انصارى را خوش نيامد ، و در دلش از رسول خداى چيزى بود ( 10 ) ، آيت آمد : فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ( 11 ) الاية ، و اين پيش از آيت قتال بود ، آنگه اين آيت به سورهء براءت منسوخ شد في قول ( 12 ) ابن مسعود و ابن زيد . و ديگر مفسّران گفتند : آيت منسوخ نيست .
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق قوله .
( 2 ) . اساس : مب ، اعما ، مر : عما ، مج ، وز ، فق : اعنى ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 3 ) . مب : لخلق .
( 4 ) . اساس ، مب : مثويان ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . دب ، لب ، فق ، مب : عظيم .
( 6 ) . دب : است .
( 9 - 7 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : قفا .
( 10 ) . مب ، مر اين .
( 11 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 65 .
( 12 ) . اساس ، مب ، مر : قوله ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .