عبر ( 1 ) نتوانستند كردن و به كالزارگاه ( 2 ) نرسيدند و به فتح حاضر نيامدند ، و آنان كه اندكى ( 3 ) خورده بودند تن درست و قوى به جوى بگذشتند و از تشنگى هيچ زيان نرسيد ايشان را .
* ( فَلَمَّا جاوَزَه هُوَ ) * ، چون بگذشت به رود - يعنى طالوت - و آن جماعت اندك از مؤمنان سيصد و سيزده مرد كه با او بودند ، * ( قالُوا ) * ، گفتند - يعنى آنان كه منافقان بودند - كه آب بسيار خورده بودند : * ( لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَجُنُودِه ) * ، ما را طاقت نباشد و قوّت با جالوت و لشكرش . اين بگفتند و از طالوت برگشتند .
آى عجب ، اللَّه تعالى ، هر وقتى سببى سازد و نشانه اى كند تا نفاق ( 4 ) منافقان به آشكارا كند ، و پرده از روى كار ايشان بردارد . در بدايت كار ، آدم را محكى ساخت كه ابليس منافق ( 5 ) به او از جمله مقدّسان حضرت بيرون آورد ، و گمانى كه در حقّ او بردند به خير خلاف آن آشكارا كرد ، و سجده آدم در ميانه ( 6 ) سبب كرد ( 7 ) ، بيانش : أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ( 8 ) .
در عهد نوح - عليه السّلام - غرس خرما نهادن ( 9 ) و دفع هلاك قوم از ( 10 ) وقت به وقت سبب ساخت ( 11 ) ظهور نفاق منافقان آن امّت را . در عهد طالوت ، جوى سبب ظهور نفاق منافقان بنى اسرايل كرد تا آنچه در دل داشتند بر صحرا نهادند .
در عهد رسول ، هم چونين فرمود : ما كانَ اللَّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْه حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ( 12 ) ، اگر آن جا جوى سبب كرد ، اين جا درياى ( 13 ) سبب كند . اگر جوى [ 336 - ر ] اين كار را بشايد ( 14 ) درياى بهتر بشايد ( 15 ) خصوصا كه درياى ( 16 )
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عبور .
( 2 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، مر : كارزارگاه ، فق ، مب : كارزار .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : اندك ، مر : آب .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها قومى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها را .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : آدم آن وقت .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر كه .
( 8 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 34 .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : نهادند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : آن .
( 11 ) . مر : خاست .
( 12 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 179 .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دريا .
( 14 ) . مج ، دب : نشايد ، مر : شايد .
( 15 ) . مر : شايد .
( 16 ) . دب ، آج ، مب ، مر : دريا .