گفت : من دو رنج بر تو ننهم ( 1 ) ، هم رنج سفر ، هم رنج روزه . اگر مسافرى روزه بگشاى ( 2 ) ، و اگر بيمارى روزه بگشاى ( 3 ) ، بيماريى كه با آن روزه نتوانى داشت ( 4 ) ، يا اگر ( 5 ) روزه دارى بيمارى ( 6 ) به زيادت شود ، بنزديك ما حدّ بيمارى كه با آن افطار بايد كردن اين است و حدّ آن سفر كه به آن افطار بايد كردن هشت فرسنگ ( 7 ) [ 222 - ر ] است ، و دو بريد است و بيست و چهار ميل ، و اين را مرحله خوانند . و مذهب اوزاعى هم اين است ، و شافعى گفت ( 8 ) : دو مرحله بايد شانزده فرسنگ ( 9 ) ، چهل و هشت ميل ، و اين مذهب مالك است و ليث و احمد و اسحاق . ابو حنيفه و اصحابش و ثورى گفتند : سه مرحله بايد ، بيست و چهار فرسنگ هفتاد و دو ميل ، و داود فرق نكرد از ميان سفر دراز و كوتاه . و هر سفر كه در او افطار بايد كردن در او تقصير بايد كردن نماز را ، اعنى چهار ( 10 ) ، دو بايد كردن .
امّا روزهء سفر ، در او خلاف كردند : بنزديك ما چنان است كه مسافر را كه سفر او اين مقدار باشد روزه نشايد داشتن ، و اگر دارد درست نباشد ( 11 ) ، و قضايش واجب بود .
و اين در صحابه ، مذهب عمر است و عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه عمر و ابو هريره و عبد الرّحمن عوف و عروة بن الزّبير . از عبد اللَّه عبّاس روايت اين است ( 12 ) : الافطار فى السّفر عزيمة ، اى واجب . و مذهب داود آن است كه : او ( 13 ) مخيّر است از ميان روزه و افطار ، خواهد دارد و خواهد نه ، جز كه قضا واجب بود او را ، در وجوب قضا با ما موافقت كرد ( 14 ) ، و در وجوب افطار خلاف .
امّا مذهب ابو حنيفه و شافعى و مالك و عامّهء فقها آن است كه : او مخيّر است ، خواهد روزه دارد و لا قضاء عليه ، و خواهد روزه بگشايد و قضا كند در حضر .
دليل بر مذهب صحيح آن است كه خداى تعالى گفت : * ( فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ) * ، و به
هامش
( 1 ، 9 ) . همهء نسخه بدلها : بر تو روا ندارم .
( 2 ) . مج ، لب ، فق ، مب ، مر : بگشايى .
( 3 ) . مر : مگير چنان .
( 4 ) . مج ، وز : داشتن .
( 5 ) . مج از .
( 6 ) . مب : بيماريت .
( 7 ) . مب : فرسخ .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مر : گفته .
( 10 ) . مب ، مر ركعت را .
( 11 ) . وز : نبايد .
( 12 ) . مب ، مر كه .
( 13 ) . مر : كه مسافر .
( 14 ) . دب : كرده ، مر : بود .