بضرورت كه به آلت غيرى فعل نتوان كردن ، پس قيد فعل به جارحه را فايده تحقيق اضافهء فعل بود با فاعل .
* ( ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * ، آنگه گويند : اين از نزديك خداست . « من » ، ابتداى غايت است ، المعنى صادر من عند اللَّه .
سبب نزول آيت آن بود كه : جماعتى كه احبار و علماى ايشان بودند بر جهودان مرسومى داشتند كه اكلهء ( 1 ) ايشان بود و طعمه اى كه در سال به ايشان رسيدى . چون رسول - عليه السّلام - بيامد و ايشان بدانستند كه او پيغمبر آخر زمان است ، و نعت و صفات او بديدند موافق آن بود كه در توريت نوشته بود ، از آن كه : مردى نيكو روى ( 2 ) ، سياه موى ( 3 ) ، سياه چشم ، جعد موى ( 4 ) ، دو موى ( 5 ) بود اين ورقها بگرفتند و به بدل آن باز نوشتند كه : مردى باشد كوتاه بالا ، دميم الوجه ، ازرق چشم ، صرخ ( 6 ) موى ، شنك موى ( 7 ) .
چون رسول - عليه السّلام - هجرت كرد و از مكّه به مدينه آمد ، جهودان نعت و صفت او شنيده بودند . چون بديدندش گفتند : همانا اين آن پيغمبر است كه نعت او در توريت نوشته است . بنزديك احبار و رؤسا آمدند و ايشان را گفتند : اين آن پيغمبر است كه در آخر الزّمان بخواهد آمدن . ايشان گفتند : حاشا و كلا ! و توريت بياوردند و آن سطرها و ورقها كه نوشته بودند و تحريف كرده و بگردانيده عرض ( 8 ) كردند و بر ايشان تلبيس كردند و ايشان را از راه بيفگندند .
قديم - جلّ جلاله - تهديد كرد ايشان را و گفت : * ( فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * .
* ( لِيَشْتَرُوا بِه ثَمَناً قَلِيلًا ) * ، تا بخرند به آن بهاى اندك ، معنى آن است كه : تا فرا گيرند ( 9 ) به آن عوضى اندك . و مشارات ، معاوضه باشد براى آن كه هر يكى از بايع و مشترى آنچه بنزديك اوست مىدهد [ 105 - پ ] تا عوض آن بستاند آنچه در دست
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب : اكل .
( 2 ) . مج ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : رويى .
( 3 ) ، 4 . لب ، فق ، مب ، مر : مويى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : دو بهرى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : سرخ .
( 7 ) . مر : تنك موى ، لب ، فق ، مب . « شنگ موى » را ندارد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : عرضه .
( 9 ) . مج ، وز ، مر ، ها گيرند .