( 1 ) - الايه ، و آنچه مانند اين است از آيات كه متضمّن است ذكر عهد و ميثاق را ، و حمل او بر عموم كردن اوليتر بود .
* ( وَرَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ ) * ، طور به تازى كوه باشد چنان كه عجّاج گفت :
داني جناحيه من الطَّور فمرّ
تقضّى البازي إذا البازي كسر
و چنان كه جرير گفت :
فان ير سلمى الجنّ يستأنسوا بها
و ان ير سلمى صاحب الطَّور ينزل
و گفتهاند : طور كوهى است معيّن كه خداى تعالى بر او با موسى سخن گفت .
و گفتهاند : اين به لغت سريانى ( 2 ) كوه باشد ، و اگر چنين باشد اتّفاق اللَّغتين بود براى آن كه در قرآن جز تازى نيست .
مفسّران گفتند : چون خداى - جلّ جلاله - توريت بر بنى اسرايل فرو فرستاد ، و در آن جا آصار و اثقال و تكاليف شاقّ بود ، بنى اسرايل آن را احتمال نكردند ( 3 ) و نمىپذيرفتند ، و چون مىپذيرفتند وفا نمىكردند ، خداى - جلّ جلاله - بر سبيل تهديد و وعيد و اعذار و انذار بفرمود جبريل را تا كوهى به مقدار لشكرگاه ايشان به طول و عرض يك فرسنگ در يك فرسنگ بر كند از جايگاه ، و بر بالاى سر ايشان معلَّق بداشت به مقدار قامت مردى .
عبد اللَّه عبّاس گفت : از كوههاى فلسطين بود ، حق تعالى فرمان داد تا از جاى بر كنده شد و بر بالاى سر ايشان ( 4 ) چون سايه بانى بايستاد ، و عطا روايت كرد هم از عبد اللَّه عبّاس كه : خداى تعالى كوه بر بالاى سر ايشان بداشت ، و آتشى عظيم از پيش روى ( 5 ) ايشان پديد كرد و از پس ايشان درياى شور بود ، و ايشان در ميانهء آن ( 6 ) سر بر زمين نهادند به نيم روى و به يك چشم به كوه مىنگريدند و مىگفتند : حنطة ، به جاى حطَّة ، و اين جمله بر وجهى بوده باشد كه ايشان ملجأ نشده باشند و الَّا اگر ملجأ
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 81 .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها است ، چاپ شعرانى ( 1 / 213 ) اسم .
( 3 ) . مب : نكردندى .
( 4 ) . آج ، مر معلَّق بداشت و .
( 5 ) . مر در برابر .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .