انّ جنبي عن الفراش لنابي ( 1 )
كتجافي الأسرّ ( 2 ) فوق الظَّراب
وجه سيم آن است كه : « نبي » طريق روشن باشد براى آن كه خلق به او مهتدى شوند چنان كه به راه راست ، و اين قول كسائى است و بر اين حجّت انگيخت [ به قول شاعر ] ( 3 ) :
لأصبح رتما دقاق الحصا
مكان النّبىّ من الكاثب
و قوله : « به غير الحقّ » ، دليل نكند بر آن كه كشتن ايشان بر وجهى بود كه حق باشد ، مراد آن است كه كشتن پيغامبران جز بنا حق نباشد ، چه اين دليل الخطاب باشد ، و دليل الخطاب بنزديك بيشتر اهل علم باطل است ، و اين را امثله بسيار است ، بعضى ( 4 ) گفته شد پيش از اين ، و گفتهاند : مراد آن است كه بقوله : « به غير الحقّ » يعنى بلا جرم ، بى گناهى و چيزى كه به علَّت توان كردن ، پيغامبران را ( 5 ) مىكشتند . در خبر مىآيد كه : جهودان در يك روز هفتاد پيغامبر را بكشتند در بازار بامداد ، و نماز ديگر هم در آن بازار تره مىفروختند .
* ( ذلِكَ بِما عَصَوْا ) * ، « ما » مصدريّه است ، معنى آن است كه : ذلك بعصيانهم ، و عصيان مخالفت امر [ 93 - پ ] به ( 6 ) ارادت باشد . * ( وَكانُوا يَعْتَدُونَ ) * ، اى يتجاوزون حدود اللَّه ، اين به ايشان براى آن است كه ايشان فرمانهاى مرا مخالفت كردند و از حدّهاى من تعدّى كردند . و اعتداء ، اسراف و ظلم و تجاوز حدّ و قدر باشد ، و او هم در محلّ مصدر است عطفا على قوله : « بما عصوا » .
قوله : * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ( 7 ) ، كلام در ايمان و حقيقت او در آيات مقدّم برفت . قوله :
* ( وَالَّذِينَ هادُوا ) * ، در معنى و اصل و اشتقاق او خلاف كردند :
« هادوا » جهود شدند . و ابو عبيده ( 8 ) گفت : معنى « هادوا » اى تابوا من عبادة العجل ، از گوساله پرستيدن توبه كردند ، من قوله : إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ ( 9 ) . . . ، اى تبنا ،
هامش
( 1 ) . لنابي / لناب .
( 2 ) . اساس : الأسير ، به قياس با نسخهء وز ، و با توجّه به مأخذ شعرى تصحيح شد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 4 ) . اساس : به صورت « يعنى » هم خوانده مىشود .
( 5 ) . مب بى سببى .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : و يا .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : تمام آيه را در اين جا نقل كردهاند .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : ابو عبيد .
( 9 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 156 .