و بعضى صحابه در وعظ گفت ( 1 ) : اى بيچاره ! همه روز براى خود آتشى عظيم مىبرافروزى ، چون وقت نماز در آيد برخيز و آن آتش كه همه روز افروخته باشى به يك ساعت بنشان تا تو را بنسوزد .
و امير المؤمنين ( 2 ) - عليه السّلام - چون وقت نماز در آمدى ، گونهء رويش بگرديدى و مضطرب شدى . گفتندى : تو را چه بود ؟ گفتى وقت گزاردن امانتى در آمد كه خداى تعالى آن را عرضه كرد ( 3 ) بر آسمانها و زمينها و كوهها . از آن بترسيدند و نيارستند پذيرفتن ، تا من خود چگونه خواهم گزاردن آن را ! و اخبار را در اين باب حصر نيست ، در دگر آيات هر جاى طرفى گفته شود - ان شاء اللَّه .
امّا زكات ، رسول - عليه السّلام - مىگويد :
الزّكوة قنطرة الاسلام ،
زكات پول ( 4 ) اسلام است .
و امير المؤمنين ( 5 ) - عليه السّلام - روايت كند ، كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - در خطبهء وداع گفت :
ايّها النّاس ادّوا زكات اموالكم ،
اى مردمان ! زكات مال بدهيد كه هر كه زكات ندهد نماز نبود او را ، و هر كه نماز نبود او را دين نبود او را ، و هر كه دين نبود او را روزه و حجّ و جهاد نبود او را .
و رسول - عليه السّلام - گفت : اعمال اهل بهشت و اهل دوزخ بر من عرضه كردند . اوّل كس كه در بهشت شود سه كس را يافتم : شهيد را ، و بنده اى مملوك را كه عبادت خدا نيكو كند و خواجهء خود را نصيحت كند ، و مردى ضعيف حال صاحب عيال . و اوّل كس از اهل دوزخ هم سه كس را يافتم : اميرى مسلَّط را ، و مال دارى را كه زكات مال ندهد ، و درويشى متكبّر را .
و در خبر است ( 6 ) كه : چون توانگران زكات مال ندهند ، خداى باران از آسمان باز گيرد . و رسول - عليه السّلام - گفت ( 7 ) : هيچ روز آفتاب بر نيايد و الَّا بر پهلوهاى او دو
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق : گفتهاند ، مب ، مر : گفتند .
( 2 ، 5 ) . فق ، مب ، مر على .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : عرض كرد .
( 4 ) . فق ، مب ، مر : پل .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مب : در خبرى هست ، مر : در خبرى ديگر هست .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها
ما طلعت الشّمس قط الَّا و على جنبها ملكان يقولان اللَّهمّ عجل لمنفق خلفا و لممسك تلفا .