الى فلان ، يعنى اوصيت اليه . و عهد و عهاد ، باران باشد . و عهد و عقد و ميثاق نظاير باشند . و آن كسى كه گويد : عاهدت اللَّه ، با خداى عهد كردم ، يا گويد : علىّ عهد ( 1 ) اللَّه ، پس خلاف كند ، بنزديك ما بر او مثل كفّارت ظهار باشد ، و بنزديك بعضى فقها كفارت سوگند باشد بر او . و بعضى گفتند : بر او كفّارت نباشد . و ميثاق ، مفعال باشد از وثيقه ، و آن استوار بكردن عهد باشد .
* ( وَيَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّه بِه أَنْ يُوصَلَ ) * ( 2 ) ، از آن كس كه خداى تعالى فرمود كه با او بپيوندى ببرّند .
قتاده گفت : مراد صلت رحم است ، و اصمّ گفت : مراد آن است كه ، به رسول پيوندند ( 3 ) و به مؤمنان ، و اوليتر حمل آن بود بر عموم .
* ( وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ ) * ، مراد به فساد در زمين ، ظلم است و تعدّى و راه زدن و هر معصيتى كه ضرر آن متعدّى باشد به غير آن ( 4 ) . و گفتهاند : مراد نفاق است ، چه منافقان به اظهار موافقت در اسلام و اهل اسلام ، نكايت بيشتر توانستند كردن از مشركان . * ( أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ، ايشان زيانكارانند . و اصل « خسران » ، نقصان بود ، و خسران در بيع نقصان بود از بها ، و جرير مىگويد :
انّ سليطا فى الخسار انّه
اولاد قوم خلقوا أقنّه
مراد به « خسار » در بيت ، نقصان حظَّ ايشان است از شرف . و قومى گفتند :
مراد به « خسار » در آيت هلاك است ، و معنى آن بود بر هر دو قول كه : يا ثواب خويش نقصان مىكنند يا مستحقّ عقاب و هلاك مىشوند . و عبد اللَّه عبّاس گفت :
هر خسارى كه در حق كافران بود ، مراد از او كفر باشد ، و آنچه در حقّ مؤمنان بود ، مراد حطام دنيا باشد .
قوله تعالى :
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّه وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْه تُرْجَعُونَ ‹ 28 › هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‹ 29 ›
[ 48 - پ ]
چگونه كافر مىشوى به خداى و شما مرده بودى ، زنده
هامش
( 1 ) . مر : عهدة .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر گفتند .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : پيوندى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : به غيرى .