ضرورى است ، و كافران همه خداى را مىدانند و حق مىدانند و مىشناسند ، و لكن عناد و جحود مىكنند ، براى آن كه خداى تعالى نفى علم كرد از ايشان به اين آيت ، و بقوله : * ( لا يَشْعُرُونَ ) * .
* ( وَإِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، در شاذّ خواندهاند : « لاقوا » ، من الملاقات . « اذا » ، ظرف زمان مستقبل باشد ، و « او » ابدا مضاف بود با جمله ، امّا اسمى و امّا فعلى . و عامل در او آن فعل بود كه جواب او بود ، و در آيت [ 28 - ر ] « قالوا » است ، تقدير چنين بود كه : قالوا انّا معكم وقت لقاء المؤمنين . قديم تعالى وصف نفاق ايشان مىكند كه : با مؤمنان چيزى دگر گويند و با كافران چيزى دگر . با مؤمنان گويند : ما مؤمنيم . * ( وَإِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ ) * ، و چون با رؤسا و اكابر خود به خلوت بنشينند ، گويند : ما با شماييم . * ( إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ ) * ، ما فسوس مىداشتيم برايشان .
و « لقاء » و « ملاقات » و « التقاء » در كلام عرب مقابله و مقارنه ( 1 ) باشد ، يقال :
التقى الجمعان اذا تقاربا و تقابلا ، و اين معنى اطلاق كنند و اگر چه اين ملاقات در شب تاريك باشد و يكديگر را نبينند . و « لقاء » ، از معنى رؤيت در هيچ نباشد . و قوله : * ( إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ ) * ، يقول : خلوت به و خلوت اليه بمعنى ( 2 ) . و گفتهاند :
« الى » به معنى « مع » است ، چنان كه گفت : مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّه ( 3 ) . . . ، و المعنى مع اللَّه ، و قوله : وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ ( 4 ) . . . ، اى مع اموالكم .
و وجهى ديگر آن باشد كه فعلى اضمار كنند كه « الى » از صلهء او بود ، و تقدير چنين بود كه : خلوا مفضين اليهم و ( مسرّين ) اليهم ، او منصرفين اليهم ، چنان كه خداى تعالى گفت : لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ( 5 ) . . . ، و « آلى » به « من » تعديه نكند ، به « على » تعديه كنند . و لكن معنى « ايلاء » در آيت سوگندى باشد كه مرد بخورد كه با حلال خود قربت نكند براى اضرار او . پس در اين جاى به معنى تباعد باشد ، تقدير چنين بود : للَّذين يؤلون متباعدين من نسائهم متبرّئين منهنّ .
* ( شَياطِينِهِمْ ) * ، رؤسايشان بودند ، گفتند : كاهنان را مىخواهد . عبد اللَّه عبّاس
هامش
( 1 ) . مج ، وز : مقاربه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : به معنى واحد .
( 3 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 52 .
( 4 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 2 .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 226 .