و فضايل است ، چنان كه در خبر آمده است از رسول - عليه السّلام - كه گفت : خداى تعالى از آسمان صد و چهار كتاب بفرستاد ، آنگه ( 1 ) از آن جا ( 2 ) چهار اختيار كرد ، و علوم آن صد ( 3 ) جمع كرد و در اين چهار ( 4 ) نهاد ، و آن : توريت و انجيل و زبور و قرآن ( 5 ) است . آنگه علوم و بركات و ثواب خواننده و دانندهء اين چهار كتاب جمع كرد و در يكى نهاد و آن قرآن است . آنگه علوم و بركات قرآن جمع كرد و در سور ( 6 ) مفصّل نهاد .
آنگه علوم و بركات و ثواب مفصّل جمع كرد و در فاتحة الكتاب نهاد ، هر كه فاتحة الكتاب بخواند ، همچنان باشد كه صد و چهار كتاب بخوانده باشد . قولى ديگر آن است كه : براى آن « امّش » خوانند كه « امّ » در كلام عرب « رايت » باشد كه بر بالاى سر امير لشكر بدارند و لشكر را ملجأ ( 7 ) و مفزع با آن بود ، چنان كه قيس بن الخطيم گفت - شعر :
نصبنا امّنا حتّى ابذعرّوا
و صاروا بعد الفتهم شلالا
[ 6 - ر ] اى مطرودين .
چون مفزع اهل ايمان و قرآن در نماز و جز نماز به اين سورت است ، اين را « امّ الكتاب » خواند . و عرب زمين را نيز « امّ » خواند ، براى آن كه معاد ( 8 ) خلق در حيات و ممات با اوست ، كما قال اللَّه تعالى : أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفاتاً ، أَحْياءً وَأَمْواتاً ( 9 ) ، و قال اميّة بن ابى الصّلت - شعر :
فالأرض معقلنا ( 10 ) و كانت امّنا
فيها مقابرنا و فيها نولد
و منه قوله تعالى : مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى ( 11 ) .
و انشد احمد بن عبيده - شعر :
نأوي إلى امّ لنا لا نغتصب
سمالها أنف عزيز و ذنب
مراد به « امّ » در بيت ، حصنى است يا جاى بلند كه ايشان به آن ( 12 ) جا
هامش
( 1 ) . آج ، لب گفت .
( 2 ) . مب : آن جمله .
( 3 ، 4 ) . مب ، مر كتاب .
( 5 ) . مب ، مر : فرقان .
( 6 ) . مج ، آج ، لب ، مب : سوره .
( 7 ) . آج ، لب مفرّ ، مب ، مر : مقرّ .
( 8 ) . مج : معاذ .
( 9 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) آيهء 25 و 26 .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : معولنا .
( 11 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 55 .
( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر آن ، مج : بدان .