تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
اين خلافت طمع بسته است . و اگر در آنچه ادعا مىكند صادق نيست ، پس كارهائى كه در دست اوست به بدترين گونه‌اى انجام مىيابد . ) سرانجام خليفه او را از كار بر كنار كرد ، و مىگفتند سبب عزل او چيز ديگرى جز اين بوده است . نصير الدين ، پس از آن كه معزول شد ، به خليفه پيام فرستاد و گفت : « روزى كه من بدين جا آمدم ، نه يك دينار داشتم و نه يك درهم و در اين جا از پول و چيزهاى گرانبها و جز اينها ، بيش از پنج هزار دينار نصيبم شد . » در اين نامه درخواست كرد كه همهء دارائى او را بگيرند و او را رها سازند تا بتواند در مشهد على ( نجف ) اقامت كند و به - كارهاى برخى از علويان برسد . خليفه به دو پاسخ داد : « ما چيزى به تو نداديم كه بخواهيم آن را از تو پس بگيريم حتى اگر آنچه داشتى زمين را از طلا پر مىساخت . تو در امان خداوند و امان ما هستى و ما چيزى از تو نشنيده‌ايم كه شايستهء چنين كيفرى باشد جز اين كه دشمنان تو دربارهء تو زياده‌روى مىكنند . بنابر اين ، هر جا را كه دلت مىخواهد انتخاب كن و دولتمند و محترم بدان جا برو . » او هم اين راه را برگزيد كه از سوى خليفه تحت حمايت قرار گيرد تا دشمنش نتواند بر او دست يابد و به جان او آسيب رساند .