پاسخ
اين نظريه تاريخى و اجتماعى را كه برخى از دانشمندان ذكر كردهاند و خلاصه اش با بيان ديگر اينكه دين توحيد مولود وثنيت و ارباب انواع پرستى بوده و معلول اقتصاد بشر و نتيجه لازمه انتقال ملوك الطوائفى به امپراطورى بزرگ است به گواهى آثار وثنى بسيار باستان نمىشود قابل اعتماد دانسته و ناقض نظريه فلسفى ما گرفت زيرا اولا وثنيين پيوسته آثار صنعتى مربوط به خدايان متعدد خود مانند بتها و جز آنها داشته و پس از خود بيادگار گذاشتهاند ولى خدا پرستى بمعنى يكتا پرستى اثر جسمانى صنعتى ندارد .
و از اين روى آثار كهنه و باستانى وثنيين اثبات نمىكند كه در آن اعصار يا پيشتر از آن كسانى نبودهاند كه خداى منزه از جسميت و جسمانيت را بپرستند اگر چه شماره كمى هم داشته باشند بلكه باريك بينى در مفهوم بت صنم وثن و در نوع قضاوتهاى انسانى اين نظر را تاييد مىكند زيرا ساختن بت پيوسته براى تمثيل و تجسم اوصاف و احوال خدائى است كه بت مثال اوست از قبيل قهر و لطف و مهر و كين .
انسان باستان رب النوع دريا و آتش و باد را مىپرستيده براى اينكه از قهر و خشم وى ايمن گردد رب النوع زمين را ستايش مىكرده
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٣