تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
مانند از بامداد تا چاشتگاه از چاشتگاه تا پسين از طلوع ستاره بامداد تا بامگاه مىسنجد انسانهاى مترقى كه داراى حضارت و مدنيت بيشترند با وضع ابزارى به نام ساعت كه حركتى منطبق به حركت شبانه روزى دارد مانند ساعت آبى و ساعت ريگى و ساعت آفتابى و بالاخره ساعت معمولى امروزه حركتهاى كوچكتر را تا آخرين درجه كه حس ما توانائى ضبط آن را دارد اندازه مىگيرند و در ابن بخش انسانهاى ساده نيز آرام نگرفته در ميان خودشان حركتهاى بسيار كوتاه را با هوش فطرى خود با حركتهاى ديگرى مىسنجند ما نيز فطرتا گاهى همين كار را كرده هر حركت كوچك را اندازه گيرى مىنمائيم به قدر يك آب خوردن اندازه بر خواستن و نشستن اندازه چشم بهم زدن . از تامل در اطراف اين اندازه گيريها دستگير مىشود كه انسان با هوش فطرى خود از براى تشخيص سرعت و بطوء و دراز و كوتاهى حركات حركت معينى را مقياس قرار مىدهد و چنان كه طول را با واحد طول و سنگينى را با واحد سنگينى و هر چيز مقدارى را با واحدهائى از جنس وى مانند گرماسنج و هواسنج و فشارسنج و ولتمتر اندازه مىگيرد حركت را نيز با واحد حركت مىسنجد و اين همان زمان است جز اينكه حركت شبانه روزى چون پيش ما از ساير حركات روشنتر و آشكارتر است طبعا او را انتخاب مىكنيم و از براى ساير حركات مقياس قرار داده و تقريبا همه حركات را با آن مىسنجيم و به واسطه كثرت تكرر در حس در ذهن ما جايگزين شده و مانند اينست كه تعين ذاتى از براى اين كار پيدا كرده است به حدى كه در تابلوى پندار از براى وى يك وجود مستقل و مهمى
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 146 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى