به غير عقل ندارد .
در اين مقاله آنجا كه ادراكات فطرى مورد انكار قرار مىگيرد معناى چهارم مقصود است و همين معنا است كه دكارت و پيروانش بان قائلند و حسيون منكرند ما با اينكه تصورات فطرى به معناى چهارم را منكريم بتصورات و تصديقات فطرى به معناى اول يعنى ادراكاتى كه تمام اذهان خواه و ناخواه در آنها علىالسويهاند اعتقاد داريم و راه آن را در طى خود مقاله بيان مىكنيم ولى تا آنجا كه ما تفحص كردهايم در فلسفه اروپا بين اين دو جهت تفكيك نشده يعنى قائلين بتصورات فطرى به معناى اول همانها هستند كه به فطريات به معناى چهارم قائلند و تمام كسانى كه منكر فطريات به معناى چهارم هستند منكر فطريات به معناى اول نيز هستند و آن دانشمندان چنين پنداشتهاند كه تصورات و تصديقات عمومى و يكسان براى همه بشر راهى جز اينكه آنها را خاصيت ذاتى عقل بدانيم ندارد و اگر تصورات ذاتى عقل را انكار كنيم چاره اى نيست از اين كه تصورات عمومى و يكسان براى همه بشر را نيز انكار كنيم ولى در اين مقاله اين دو قسمت از يكديگر تفكيك شده و در عين اين كه تصورات ذاتى عقل فطرى به معناى چهارم مورد انكار قرار گرفته تصورات و تصديقات عمومى و يكسان براى همه بشر فطرى به معناى اول اثبات شده و راه آن نيز بيان گرديده توضيح بيشتر در طى خود مقاله خواهد آمد .
4 ماديين جديد خود را پيرو نظريه حسيون قلمداد مىكنند و مدعى هستند كه تمام عناصر اوليه فكر بشر از مجراى يكى از حواس وارد ذهن شده است و تمام محتويات ذهنى انسان را همان عناصر حسى يا تركيب يافته و تكامل يافته آن عناصر تشكيل مىدهد .
اين جمله در كلمات ماديين از انگلس تا لنين و استالين بسيار مكرر مىشود دنياى سوبژكتيو ذهنى انكعاسى است از دنياى اوبژكتيو عينى .
ماديين كوشش مىكنند كه تمام تصورات و مفاهيم را از مجراى يكى از حواس توجيه كنند على هذا تمام ايراداتى كه بر حسيون وارد است مبنى بر وجود يك سلسله عناصر بسيط ذهنى كه از مجراى مستقيم هيچيك از حواس قابل توجيه نيست بر ماديين نيز وارد است بعلاوه يك سلسله ايرادات ديگر نيز وارد است مبنى بر اينكه حسيون كه فقط بحس تكيه كردهاند حدود حس را فى الجمله تشخيص دادهاند و لهذا مسائل اولى را كه از راه حس و آزمايش عملى قابل تحقيق نيست از قلمرو مداخله خود خارج ساختهاند و اظهار داشتهاند كه اين مسائل نفيا و اثباتا از حدود قضاوت فكر بشر خارج است ولى ماديين اين معنى را تشخيص ندادهاند حقيقت اينست كه اگر كسى با نظريات
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧