تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
ثانيا نظر دكارت غالبا بيك سلسله تصورات است كه خودش نام مىبرد و او معتقد است كه ما تصورات فطرى و ما قبل احساس داريم ولى آنچه اين دانشمندان در باب عقل بالملكه گفته‌اند ناظر بتصديقات است يعنى ناظر به اين است كه ما تصديقاتى مقدم بر تصديقات تجربى داريم و چنانچه در نكته 1 گفته شد بين اين دو مطلب فرق بسيار است . و همين توهم كه هر كس بتصورات بديهى اولى قائل است پس مىبايست آن تصورات را فطرى و ذاتى عقل بداند موجب شده است كه دانشمندان در باره ارسطو متحير بمانند بعضى او را حسى و بعضى عقلى بدانند و بعضى ديگر او را متهم بتذبذب كنند زيرا ديده‌اند ارسطو يك جا بمخالفت افلاطون برخاسته و حس را مقدم بر عقل و ادراكات جزئى را مقدم بر ادراكات كلى شمرده و يك جا در منطق خويش از بديهيات اوليه عقليه سخن رانده و نتوانسته‌اند درك كنند كه بين اين دو سخن منافاتى نيست هر چند از ارسطو چيزى كه مقصود حقيقى او را بيان كند نقل نشده ولى ممكن است كه با روشى كه دانشمندان اسلامى پيش گرفته‌اند نظريه ارسطو را توجيه كرد . 3 براى آنكه ذهن خواننده محترم از يك اشتباه لفظى مصون بماند ناچاريم توضيح زير را بدهيم واژه ادراكات فطرى در اصطلاحات فلسفى در موارد مختلفى استعمال مىشود الف ادراكاتى كه همه اذهان در آنها يكسان هستند يعنى همه اذهان واجد آنها هستند و همه اذهان مانند يكديگر آنها را واجدند و نه از جهت واجد بودن و واجد نبودن و نه از جهت كيفيت واجد بودن آنها در ميان اذهان اختلافى نيست از قبيل اعتقاد بوجود دنياى خارج كه حتى سوفسطائى نيز در حاق ذهن خود نمىتواند منكر آن باشد ما در مقاله 2 كلمه فطرى را به اين معنا استعمال كرديم رجوع شود به پاورقى مقاله دوم جلد اول اين سنخ ادراكات تصورى و تصديقى را مىتوان ادراكات عمومى ناميد . ب ادراكاتى كه بالقوه در ذهن همه كس موجود است هر چند بالفعل در ذهن بعضى موجود نيست يا خلاف آن موجود است از قبيل معلوماتى كه با علم حضورى براى نفس معلوم هستند ولى هنوز به علم حصولى معلوم نشده‌اند به عقيده صدر المتالهين فطرى بودن معرفت بذات حق از اين قبيل است . ج در باب برهان منطق به قضايايى كه برهانشان همواره همراه آنها است و هيچ وقت در نفس حضور آن قضايا از حضور براهين و قياسات آنها منفك نيست فطريات مىگويند قضايا قياساتها معها . د ادراكات و تصوراتى كه خاصيت ذاتى عقل است و هيچگونه استنادى