تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
كرده و ريشه دوانيده است يك سازمان رياست و مرئوسيت فرمانروائى و فرمانبردارى بيش نبوده و نيروى فعاله اى جز اصل استخدام سابق الذكر ندارد . و هر گونه انديشه تازه كه تكامل اجتماع پيش آورد و هر طرح نوينى كه ريخته شود باز كارى را كه انسان بحسب فطرت اولى انجام داده پيروى كرده و روى همان كارگاه نخستين و نقشه اولى مىبافد . البته همه اينها مستوره و نمايش دهنده سازمان حقيقى عليت و معلوليت است كه حتى در افكار اعتبارى خود نمائى مىكند . سخن در اعتبار نهى مانند سخنى است كه در اعتبار امر گفته شد جز اينكه اعتبار اولى نهى نبايد اعتبار تعلق اراده به ترك فعل بوده باشد براى اينكه انسان كارى را كه با قصد و اراده خود نمىكند حقيقتا اراده اش به ترك و عدم فعل متعلق نمىشود زيرا اراده هيچگاه به عدم قابل تعلق نيست بلكه حقيقتا اعتبار نهى اعتبار عدم تعلق اراده است به فعل ولى چون انسان پيوسته در جاى عدم اراده فعل فعل ديگرى را اراده كرده نظر مردم به همينجا معطوف شده و تصور مىكنند كه انسان عدم الفعل را اراده نموده است . بهر حال پس از تحقق اعتبار نهى نظير اعتبارات فرعى كه در امر لازم بود و ساخته مىشود در نهى نيز بحسب مناسبت و اقتضاء معناى خودش پيش مىآيد ميان شخص منهى و فعل منهى عنه نسبتى است مانند وجوب ترك كه حرمت ناميده مىشود چنان كه در امر نسبتى بود كه وجوب ناميده مىشد و همچنين از ثواب و عقاب و ستايش و نكوهش با خواص و كيفياتى كه در امر گفته شد پيدا مىشود . و بايد دانست
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 229 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى