زبده و ياران ويژه خود حركت كنى و به ديگران هم دستور دهى كه بعد به تو ملحق شوند . و آنچه را هم كه براى بسيج سپاه لازم است در اختيار كسى كه مأمور اين كار خواهد شد بگذارى تا وسائل كار را فراهم كند و با لشكريان خويش در نصيبين به تو بپيوندد .
به فرمانروايان اطراف نيز ، مانند مظفر الدين بن زين الدين فرمانرواى اربل ، و سنجرشاه ، برادرزادهات ، كه صاحب جزيره ابن عمر است ، و برادرت عماد الدين كه صاحب سنجار و نصيبين است نامه بنويسى و حركت خود را اطلاع دهى و از ايشان يارى بخواهى و در برابر مساعدتى كه مىكنند ، به فيد سوگند وعده دهى كه هر چه بخواهند در اختيارشان خواهى گذاشت .
آنان وقتى ببينند كه تو حركت كردهاى بيمناك خواهند شد .
برادرت كه صاحب سنجار و نصيبين است ، اگر به نامه تو پاسخ مساعد داد و با تو موافقت كرد كه چه بهتر ! و گر نه كار خود را از فتح نصيبين آغاز مىكنى و آن جا را ميگيرى و كسى را در آنجا مىگمارد كه حفظش كند .
بعد به سوى خابور مىروى و خابور را هم كه تعلق به دو دارد ميگيرى و به يك نفر مىسپارى .
آنگاه لشكر خابور را در برابر برادرت قرار مىدهى تا اگر برادرت خواست حركت كند ، از حركت او جلوگيرى نمايند .
يا به رقه حمله مىكنى چون رقه نمىتواند از خود دفاع كند .
بعد به حران و رها مىرسى . در اين دو جا نيز نه كسى هست
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٥