پسر او ، غياث الدين كيخسرو ، در قونيه ماند و فرمانرواى شهر بود تا هنگامى كه برادرش ، ركن الدين سليمان ، آن جا را از او گرفت ، به نحوى كه ما چنان كه خداى بزرگ بخواهد در جاى خود باز خواهيم گفت .
يكى از اهل علم هم - كه من به آنچه مىگويد اعتماد دارم - برايم جريان را به نحو ديگرى شرح داد .
به گفته او سرگذشت آن شهرها به گونه ديگرى بوده است كه ما اكنون شرح مىدهيم .
او گفت : قزلارسلان شهرهاى خود را در زندگانى خود ميان فرزندان خويش تقسيم كرد .
شهر دوقاط را به پسر خود ، ركن الدين سليمان ، داد .
شهر قونيه را به پسر ديگر خود ، غياث الدين كيخسرو ، سپرد .
انقره ( آنكارا ) ، همان شهر كه انكشوريه ناميده مىشود ، به فرزند خود محيى الدين واگذار كرد .
شهر ملطيه را در اختيار فرزند ديگر خويش معز الدين قيصر شاه گذاشت .
ابلستين را به پسر خود ، مغيث الدين ، و قيساريه را به پسر ديگر خويش ، نور الدين محمود داد .
دو شهر سيواس و اقصرا را به قطب الدين و شهر نكسار راهى به فرزند ديگر خود سپرد .
شهر اماسيا را هم به برادرزاده خود واگذاشت .
اينها از بهترين شهرهاى آن سرزمين به شمار مىرفتند . به
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٢