كه اختيار الدين حسن خوانده مىشد ، نايب خود ساخت .
قطب الدين همين كه بر كارها دست يافت ، اختيار الدين حسن را كشت .
آنگاه پدر خود را برداشت و همراه خويش به قيساريه برد تا اين شهر را كه پدرش به برادرش واگذار كرده بود ، بگيرد .
مدتى قيساريه را در حلقه محاصره نگاه داشت .
در اين مدت پدرش ، قلج ارسلان ، فرصتى يافت و گريخت و تنها داخل قيساريه شد .
قطب الدين هنگامى كه از گريز او آگاه شد ، به قونيه و اقصرا رفت و اين دو شهر را گرفت .
از آن پس ، قلج ارسلان هميشه سرگردان بود و از پيش يك پسر ، به نزد پسر ديگر ميرفت و هر پسرش نيز زود از او بيزار مىشد تا اين كه پيش پسر خود ، غياث الدين كيخسرو رفت كه فرمانرواى شهر برغلوا بود .
غياث الدين كيخسرو همين كه پدر خود را ديد شاد شد و پيش او سر فرود آورد و لشكريان خويش را جمع كرد و با او به قونيه رفت و آن جا را گرفت .
آنگاه روانه اقصرا شد در حالى كه پدرش ، قلج ارسلان ، نيز همراهش بود .
آن شهر را محاصره كرد ولى در حين محاصره شهر پدرش بيمار شد . و او ناچار شد كه وى را به قونيه باز گرداند .
قلج ارسلان در قونيه درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: ابن الأثير
ص٧١