پرداخت .
آنان نيز پنهانى براى برادر قطب الدين ، محمود ، پيام فرستادند و او را به نزد خويش فرا خواندند .
محمود شتابان روانه شد تا به شهر آمد رسيد .
اياس ، مملوك برادرش ، با اينكه زودتر . از او بدانجا رسيده بود ، براى ايستادگى در برابر وى و پيكار با وى اقدامى نكرد .
محمود سراسر آن نواحى را گرفت و بر آن چيره شد . آن مملوك را نيز به زندان انداخت .
او چندى زندانى بود تا اين كه فرمانرواى شهرهاى روم از او شفاعت كرد و او از زندان آزاد شد . و به روم ( يعنى روم شرقى ) رفت و در شمار يكى از اميران آن دولت در آمد
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦١