افضل كه در صرخد به سر مىبرد ، نامه نگاشتند ، و اين نامهنگارى و تبادل پيك و پيام را تكرار كردند و بدين وسيله آن دو برادر را فرا خواندند كه به دمشق روند و آن جا را محاصره كنند تا ملك عادل ناچار براى پيكار با ايشان از مصر بيرون رود ، و پس از بيرون رفتن او مصر را تسليم دو برادر كنند و در شمار پيروان و فرمانبرداران آن دو در آيند و كارى كنند كه آن دو بتوانند بر شهرهاى مصر دست يابند .
نامه نوشتن و پيغام فرستادن بقدرى زياد شد كه خبر فاش گرديد و به گوش ملك عادل رسيد .
افزون بر اين ، رود نيل نيز آنقدر بالا نيامد كه گل و لاى و فضولات آن بر خاكهاى كرانه نيل به جاى ماند تا زمين حاصلخيز گردد و مردم به كشت و زرع پردازند .
از اين رو ، خشكسالى فزونى يافت و توانائى لشكريان كاهش پذيرفت .
فخر الدين چركس نيز با گروهى از مملوكان ناصرى براى محاصره بانياس از مصر به شام رفته بود تا به دستور ملك عادل بانياس را بگيرد .
بانياس در زير فرمان يك سردار بزرگ ترك قرار داشت به نام بشارت ، كه ملك عادل درباره وى بد گمان شده و بدين سبب فخر الدين چركس را به سراغش فرستاده بود .
يكى از سرداران ملك عادل ، معروف به امير اسامه ، در اين سال به زيارت خانه خدا رفته بود .
پس از بازگشت از حج ، به صرخد نزديك گرديد و مهمان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٧