شبيخون زدند و ميانشان كشتار بسيار كردند .
كسانى كه از دم شمشير غوريان جان به سلامت بردند ، پا به فرار نهادند .
ولى كجا مىتوانستند بگريزند ، در حالى كه غوريان در پشت سرشان بودند و رود جيحون در پيش رو قرار داشت .
ختائيان گمان مىبردند كه غياث الدين با لشكريان خويش بر آنان حمله برده است .
ولى همين كه صبح شد و دانستند كه غياث الدين در اقامتگاه خويش است ، دلگرمى يافتند و پايدارى كردند و تمام روز را به جنگ پرداختند .
از هر دو دسته گروه بسيارى كشته شدند .
هنگامى كه غوريان سرگرم جنگ بودند سربازان داوطلب نيز به آنان پيوستند و از سوى غياث الدين نيز به ايشان كمك رسيد .
از اين رو ، مسلمانان در جنگ پافشارى كردند و چيرگى ايشان بر آن كافران فزونى يافت .
امير حروش كه مردى بزرگ و سالمند بود بر قلب لشكر ختائيان حمله برد و زخمى خورد كه از ضربت آن جان سپرد .
بعد محمد بن چربك و ابن خرميل با ياران خود به ختائيان حملهور شدند . و جار زدند كه هيچ كس نبايد دشمن را با تير يا نيزه بزند .
غوريان به شنيدن اين دستور گرزهاى گران برگرفتند و به ختائيان حمله بردند و آنان را شكست دادند و تا جيحون راندند .
هر كه درنگ مىكرد كشته مىشد و هر كه خود را در آب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٢