سر نگرفت و ديگر جنگى نكرد .
رسيدن ملك عزيز از عسقلان به تبنين مصادف با اول ربيع - الآخر بود .
او و لشكريانش به كوه خليل كه معروف به جبل عامله است رفتند و چند روز در آن جا ماندند .
چون باران پى در پى مىباريد ، ملك عزيز تا سيزدهم ربيع - الآخر در آن جا به سر برد .
بعد با سپاه خود به تبنين حركت كرد و به فرنگيان نزديك گرديد . آنگاه تيراندازان خويش را به سر وقتشان فرستاد ، كه ساعتى آنها را تيرباران كردند و بازگشتند .
سپس لشكريان خود را آراست و بسيج كرد تا به سوى فرنگيان پيشروى كنند و در جنگ با ايشان بكوشند .
فرنگيان كه چنين ديدند ، در پانزدهم آن ماه - يعنى ربيع - الآخر - شبانه از آن جا رخت بربستند و به عكا رفتند .
پس از رفتن فرنگيان ، مسلمانان نيز حركت كردند و در لجون فرود آمدند .
آنگاه گفت و گوى صلح پيش آمد و كار به درازا كشيد و سرانجام ، پيش از اين كه كار فيصله يابد ، ملك عزيز به مصر برگشت .
سبب رفتن او اين بود كه گروهى از سرداران كه عبارت بودند از ميمون قصرى ، و اسامه ، و حجاف ، و ابن مشطوب و چند تن ديگر ، بر آن شده بودند كه او و فخر الدين چركس ، زمامدار دولت او ، را بكشند . ملك عادل ، ايشان را بدين كار واداشته بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٤