تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ابحاث علم هويت علم اندازه واقع نمائى علم ارزش معلومات خطاى علم پيدايش كثرت در علوم اختلافات خانوادگى علم را در پى مقاله دوم ايجاب مىكرد و گر نه اين گفتگو در فلسفه از نقطه نظر سوق برهان از بسيارى از مباحث متاخرتر است .
شرح
مىشود و پس از آنكه صورت حسى محو شد آن صورت خيالى باقى مىماند و هر وقت انسان بخواهد آن صورت را احضار مىنمايد و باصطلاح به اين وسيله آن شىء خارجى را تصور مىكند . صورت خياليه شبيه صورت محسوسه است با اين فرق اولا غالبا و در حال عادى وضوح و روشنى آن را ندارد . ثانيا صورت محسوسه هميشه با وضع خاص نسبت مخصوص با اجزاء مجاور و جهت خاص در طرف راست يا چپ يا پيش رو يا پشت سر و غيره و مكان خاص احساس مىشود مثلا انسان هر وقت چيزى را مىبيند او را در جاى معين و در جهت معين و در محيط معين مشاهده مىكند اما اگر بخواهد همان شىء را كه بارها با اوضاع و جهات مختلف و در جاهاى مختلف ديده تخيل كند ميتواند آن را تنها پيش نظر خود مجسم نمايد بدون آنكه آن را در وضع و جهت و مكان خاص ملاحظه نمايد . ثالثا در ادراكات حسى تماس و ارتباط قواى حاسه با خارج شرط است در صورتى كه آن ارتباط از بين برود خود به خود ادراك حسى نيز از بين ميرود اما ادراكات خيالى ذهن احتياجى بخارج ندارد و لهذا ادراكات حسى خارج از اختيار شخص ادراك كننده است مثلا انسان عادتا نمىتواند چهره كسى را كه حاضر نيست ببيند يا آوازش را بشنود يا بوى گلى را كه موجود نيست استشمام نمايد اما همه اينها را با ميل و اراده خود هر گاه بخواهد ميتواند با استمداد از قوه خيال تصور نمايد . مرتبه تعقل ادراك خيالى چنان كه دانستيم جزئى است يعنى بر بيش از يك فرد قابل انطباق نيست لكن ذهن انسان پس از ادراك چند صورت جزئى قادر است يك معناى كلى بسازد كه قابل انطباق بر افراد كثيره باشد به اين ترتيب پس از آنكه چند فرد را ادراك نمود علاوه بر صفات اختصاصى هر يك از افراد بپاره اى از صفات مشتركه نائل مىشود يعنى يك معنى را كه در يك فرد ديده دو مرتبه متوجه مىشود كه عين همين معنى در فرد دوم نيز هست و همچنين در سوم و چهارم و . . . اين مكرر ديدن يك