تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
فيثاغورث ( 4 ) و افلاطون ( 5 ) و افلوطين ( 6 ) نقل كرده‌اند .
شرح
از گفته مورخين قديم برمىآيد كه هرمس همان ادريس پيغمبر است كه در كتب آسمانى از وى ياد شده . اشكورى در محبوب القلوب از تاريخ ابن الجوزى نقل مىكند كه هرمس اول كسى است كه حكمت و علم نجوم را به الهام الهى استخراج نمود و از ابو معشر بلخى نقل مىكند كه هرامسه زياد بودند و افضل و اعلم از همه سه تن بودند و هرمس در مصر مسكن داشت و اهرام را او بنا نمود ( 3 ) بليناس بليناس نيز از اقدمين حكما است كتابى بنام علل بليناس در دست است كه منسوب بوى است گويند وى يكى از هرامسه است . در اول كتاب علل بليناس ترجمه قسيس ساخنوس داستان عجيبى كه ضمنا مشتمل بر يكنوع مكاشفه از بليناس است از زبان خود بليناس نقل مىكند در آنجا مىگويد من يتيمى بودم از اهل طوانه و چيزى نداشتم در شهر ما يك مجسمه سنگى وجود داشت كه بالاى يك ستونى از چوب نصب شده بود و بر آن نوشته شده بود من هرمس هستم كه خداوند او را بنعمت خود مخصوص داشت من اين نشانه را آشكارا در اينجا قرار دادم و سر آن را پنهان كردم براى آنكه بان سر آگاه نشود مگر حكيمى مانند خودم . بر سينه آن مجسمه نوشته بود هر كس ميل دارد به سر خلقت و صنعت طبيعت آگاه شود به زير پاى من نگاه كند مردم متوجه مقصود حقيقى اين جمله نمىشدند تا آنكه من بزرگ شدم و سنم مقتضى شد و آنچه بر سينه مجسمه نوشته شده بود خواندم و مقصود را دريافتم پس زير آن ستون چوبى را كه در زير مجسمه بود حفر كردم و در آنجا حفره تاريكى يافتم كه هيچ نور در آن داخل نمىشد و از طرفى ممكن نبود آتشى براى روشنائى آنجا برد زيرا باد مخصوصى بشدت مىوزيد و آتش را خاموش مىكرد از اين جهت زياد اندوهگين شدم و در اين حال خواب بر من غلبه يافت پس ناگاه صورتى كه مانند صورت خودم بود بر من آشكار شد و گفت برخيز اى بلينوس و داخل اين حفره زير زمينى شو من گفتم آنجا تاريك است و رفتن مقدور نيست پس به من دستور داد كه آتشى را به كيفيت خاصى در داخل يك جسم شفاف قرار دهم تا باد نتواند آن را خاموش كند و ضمنا بتوانم از آن نور استفاده كنم پس من بسيار خوشوقت شدم و دانستم كه راه مقصود را دريافتم پس گفتم تو كيستى كه چنين منتى بر من نهادى در پاسخ گفت من معنا و سر باطن خودت هستم پس از خواب با خوشوقتى بيدار شدم و طبق دستور عمل كردم همين كه داخل