تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
باز اين عمل را تكرار كرده و در هر يك از اطوار گوناگون زندگى نظر خود را بيازمايد همان خاطره بوى جلوه گر خواهد شد خارج از من جهانى هست كه در وى كارهائى بحسب خواهش خود مىكنم .
شرح
را در مقابل ماترياليسم اصطلاح كنيم و البته در اين صورت ايده آليسم معناى ديگرى غير از اصالت تصور خواهد داد منظور اينست كه اصطلاحات مختلف را نبايد منشاء هو و مغلطه قرار داد . حقيقت اينست ايده آليسم كه به معناى اصالت تصور است در مقابل رئاليسم است كه به معناى اصالت واقع مىباشد و ايده آليست كسى است كه جهان خارج از ظرف ذهن را منكر است مانند پروتوگوراس [ 1 ] و گورگياس [ 2 ] از قدماى يونان و بركلى [ 3 ] و شوپنهاور [ 4 ] از متاخرين اروپا و اما الهى يا روحى بودن ربطى به ايده آليسم ندارد ما با آنكه تمام اصول ايده آليستى را باطل مىكنيم و هيچ نوع اصالتى براى ذهن قائل نيستيم با يك نظر واقع بينى عقايد الهى و روحى خود را با دلائل محكم اثبات مىكنيم . ره آليسم اين كلمه نيز كه از رئل [ 5 ] كه به معناى واقع است مشتق شده در طول تاريخ به معناى مختلفى استعمال شده . الف در فلسفه اسكولاستيك [ 6 ] كه به فلسفه اصحاب مدرسه معروف است در ميان اصحاب مدرسه در قرون وسطى يگانه مبحثى كه شغل شاغل آنها محسوب مىشد و جدال عظيمى بر پا نموده بود مبحث وجود كلى بود كه آيا كلى مثل انسان موجود است يا نه و بر فرض وجود آيا وجودش در ذهن است يا در خارج و آيا در خارج وجود مستقل دارد يا نه . كسانى را كه براى كلى واقعيت مستقل از افراد قائل بودند رئاليست يا واقعيون مىگفتند و كسانى كه هيچ نحو وجودى براى كلى نه در خارج و نه در ذهن قائل نبودند و كلى را فقط لفظ خالى مىدانستند نوميناليست [ 7 ] يا اسميون مىگفتند دسته سومى نيز بودند كه براى كلى وجود ذهنى و وجود خارجى در ضمن افراد قائل بودند و آنها را ايده آليست يا تصوريون مىگفتند . تذكر اين نكته بيفايده نيست در فلسفه اسكولاستيك دو مسئله از يكديگر تفكيك نشده بود[ 1 ] Protogoras [ 2 ] Gorgias [ 3 ] Berkely [ 4 ] Scho penhaver [ 5 ] Reel [ 6 ] Scolastique [ 7 ] Nominaliste
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 57 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى