در حالى كه روش ما به علم امروزه كه با حس و تجربه پيش رفته و همه روزه هزاران ارمغان كه گواه راستى است از كارخانه هاى خود بيرون مىدهد مستند مىباشد و اساسا به غير حس و تجربه اعتماد نكرده و از ما وراء ماده در كاوشهاى خود نشانى نمىبيند .
مىگويند فلسفه ما وراء الطبيعه بيك بنبستهائى مىرسد كه بحث را متوقف ساخته و سير علمى را مىميراند ولى فلسفه ما چون متكى به علم مىباشد با پيشرفت علم پيش ميرود .
پاسخ اين سخنان از بيان گذشته روشن است و در مقالات و فصول آينده به يارى خداى يگانه روشنتر خواهد شد اين دانشمندان بايد بدانند كه بحث فلسفى اصولا از بحث علمى جدا است و ماترياليسم ديالكتيك آنان مانند متافيزيك ما در كنار علوم حقيقى ( 1 ) چنان كه گفته شد نشسته و از محصول آنها كه بالاخره ببحث فلسفى متكى مىباشد استفاده مىنمايد و سخن در اين است كه كداميك از اين دو فلسفه مقدمات لازمه خود را راست و درست اخذ مىكند . ( 2 )
گواه سخن ما اينست كه در گفتار بالائى كه از اين دانشمندان نقل نموديم حتى يك مسئله علمى طبيعى يا رياضى پيدا نمىشود و در كتابهاى طبيعى و رياضى مثلا از اين سخنان اثرى نيست .
اگر چنانچه فلسفه ما وراء الطبيعه مانند ساير علوم پيوسته در
شرح
( 1 ) علوم حقيقى اصطلاحا در مقابل علوم اعتبارى گفته مىشود و علوم اعتبارى همانها است كه سابقين علوم عملى مىناميدند مانند علم اخلاق و غيره
( 2 ) اگر سراسر كتب ماترياليسم ديالكتيك را با دقت بررسى نمائيد خواهيد ديد تمام مسائل آن يك نوع استنباطات نظرى است كه دانشمندان ماترياليست خواستهاند از نظريات علمى و فرضيه هاى علمى بنمايند .
در فصلهاى آينده اصول فلسفى و منطقى ماترياليسم ديالكتيك با جوابهاى آنها يكايك دقيقا بيان خواهد شد و روشن خواهد شد كه آن اصول چگونه بطور غلط از نظريات و فرضيه هاى علمى استنباط شده است