و احكام موضوع مفروض الوجودى را بيان كرده و وجود و چگونگى
شرح
اين فلسفه مىپردازند گفتگو با ماترياليستها [ 1 ] و طرفداران ماترياليسم ديالكتيك [ 2 ] است كه در مسائل اين فلسفه نظرى اظهار نظر مىكنند بدون آنكه اين مسائل را از مسائل مربوط به علوم تفكيك كنند .
و عجب اينست كه اين دانشمندان در عين اينكه بنفى يا اثبات مسائلى كه گواهى از حس و علوم حسى ندارد مىپردازند خود را همه جا تابع منطق حس و تجربه معرفى مىكنند .
خواننده محترم بايد از حالا متوجه باشد و بعدا در مقالات بعدى برايش محقق خواهد گشت كه فلسفه مادى و آخرين سيستم آن ماترياليسم ديالكتيك يك فلسفه نظرى است نه يك فلسفه حسى و تجربى .
البته در اروپا برخى از دانشمندان بودهاند كه طرفدار فلسفه حسى بودهاند ولى فلسفه آنها نه مادى است و نه الهى زيرا فلسفه حسى آنها قهرا محدود بوده به مسائل مربوط به علوم حسى و طبق منطق حسى خود ناچار در باره كنه وجود سكوت كردهاند .
بارزترين فلسفه هاى حسى همان فلسفه پوزيتيويسم Positivisme اگوست كنت است كه در بالا اشاره شد ولى فلسفه مادى با آخرين شكل خود ماترياليسم ديالكتيك هر چند ابتداء از جنبه تبليغاتى دم از حس و علوم حسى مىزنند و گاهى يك مسئله علمى را تحريف كرده گواه مىآورند هرگز پابند اين منطق نبوده مسائل تعقلى و نظرى فلسفه اولى را كه گواهى از حس و تجربه ندارد مورد بحث قرار ميدهند .
لهذا در اين مقاله به معرفى اين فلسفه كه ماديين خواه ناخواه وارد مباحث آن مىشوند و تفكيك آن از مسائل علوم كه ماديين آنها را از يكديگر تفكيك نكرده خلط مبحث مىكنند پرداخته شده است .
پس منظور از فلسفه در اين مقاله همان فلسفه اولى است كه صرفا نظرى و تعقلى است و مقصود بيان تعريف و بيان فرق آن با ساير قسمتهائى است كه امروز بنام علوم خوانده مىشود و براى آنكه خواننده محترم بتواند تعريف فلسفه را خوب درك كند و مسائل فلسفى را با مسائلى كه مربوط به ساير علوم است اشتباه نكند از ذكر اين مقدمه كوتاه ناچاريم[ 1 ] Materialistes
[ 2 ] Materialisme Dialectipue