چگونه ممكنست خطا نموده ( 1 ) و از معلوم خارج از خود تخلف نمايد با اينكه تخلف و اختلاف در مورد علم بسيار است اكنون ما براى روشن ساختن معنى اين سخن بتوضيح بيشترى مىپردازيم .
شرح
( 1 ) بزرگترين دست آويز سوفسطائيان براى اثبات واقعى نبودن دنياى خارج و نفى مطلق ارزش معلومات خطاى حواس است به اين بيان جميع معلومات انسان از راه احساس بدست آمدهاند و احساس دليل بر وجود واقعى محسوس نيست زيرا همه كس مىداند كه حواس ما گاهى يك چيز را مختلف نشان ميدهند مثال آب سرد و گرم كه در متن ذكر شده و البته ممكن نيست يك شىء واقعى بطور مختلف وجود داشته باشد و گاهى يك چيز را به نحوى نشان ميدهند كه يقين داريم دروغ است مثال قطره باران و شعله جواله و غيره كه در متن ذكر شده .
پس معلوم مىشود كه احساس دليل بر وجود واقعى محسوس نيست و چون كه جميع معلومات و اطلاعات ما راجع بدنياى خارج منشا حسى دارند و از راه حس بدست آمدهاند پس هيچيك از ادراكات و علوم ما ارزش واقعى ندارند .
اين مغلطه از آن جهت كه براى انكار يك امر بديهى وجود دنياى خارج كه ذهن هر كس حتى خود شخص مغلطه كننده بان اذعان دارد بيان شده است ارزش علمى ندارد و اگر كسى فرضا از طريق استدلال علمى نتواند جواب اين مغلطه را بدهد از آن جهت كه خلاف يك امر بديهى است در مغلطه بودنش ترديد ندارد .
ولى در عين حال دانشمندان اين مغلطه را بدون پاسخ نگذاشتهاند و ما براى روشن شدن ذهن خوانندگان به بياناتى كه دانشمندان در اين زمينه كردهاند چه در مقام پاسخ به اين اشكال و چه مستقلا در مقام توجيه خطاى حواس اشاره مىكنيم .
1 فرضا كه حواس ما در نشان دادن كيفيت يا ماهيت محسوسات خطا كار باشند در دلالت بر وجود خارجى محسوسات خطا كار نيستند تمام اين خطاها كه بحواس نسبت داده شده فرضا كه ما آنها را خطاى حقيقى بدانيم خطاى در نشان دادن كيفيت يا ماهيت محسوس است نه در دلالت كردن بر وجود محسوس فى الجمله .