تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
مىدهد اگر از خارج نديده و تهيه نكرده باشيم ممكن نيست در ميان لكه هاى سياه و سفيد عكس پيدا نمائيم .

اشكال يا تقرير

اين دانشمندان مىگويند نظر به فورمول زير از پذيرفتن مغايرت ميان علم و واقعيت خارج ناچاريم . اگر معلوم را كه جزئى از واقعيت خارج است ا فرض كنيم و جزئى از مغز را كه از تاثير معلوم متاثر است ب فرض كنيم اثر كه فكر و ادراك مىباشد با ا ب مساوى بوده و هيچگاه مساوى ا تنها و يا مساوى ب تنها نخواهد بود .

پاسخ

معلوم را ا و جزء مغزى را ب و اثر مادى مفروض را ك و صورت علميه را ج فرض مىكنيم فورمول مزبور وقتى ميتواند درست بوده باشد كه ج ك اثبات شود و گر نه ارزشى نخواهد داشت . و خلاصه اين مطلب بلسان فلسفى اينست كه موجود ذهنى با موجود خارجى در ماهيت يكى هستند نه در وجود و آنچه محال است اتحاد دو موجود مستقل در وجود است نه اتحاد دو وجود در ماهيت با اختلاف در وجود كه يكى وجود خارجى منشاء آثار بوده
شرح
اثبات عالم خارج از ذهن باقى نمىماند و اما اينكه ماديين گمان كرده‌اند از راه اينكه ادراكات مولود تاثيرات خارجى هستند بوجود عالم خارج پى مىبريم غلط است زيرا اين پىبردن فرع آن است كه ما بتوانيم خارج را تصور كنيم و در ذهن خود حاضر سازيم تا بتوانيم حكم كنيم كه اين شىء تصور شده در خارج وجود دارد و اگر بنا شود آنچه در ذهن ما پيدا مىشود از هر جهت غير از خارج باشد محال است كه خاطره خارج در ذهن ما پيدا شود و خلاصه بيان اينكه روى فرضيه غلط ماديين در باب حقيقت علم و ادراك بايد هيچگاه هيچ كس به هيچ نحو التفات به عالم خارج پيدا نكند
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 116 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى