سرپرستى او را عهدهدار شد و به كشور دارى و تدبير ملك پرداخت زيرا ميان فرنگيان در آن هنگام كسى بلندپايهتر دليرتر و دور انديشتر ازو نبود .
به همين جهة قمص به طمع افتاد كه خردسالى آن پسر را غنيمت شمارد و بر كرسى فرمانروائى دست يابد .
تصادفا آن پسر خردسال در گذشت و فرمانروائى به مادرش رسيد و نقشههائى كه قمص براى فرمانروائى خود مىكشيد ، نقش بر آب شد .
ميان فرنگيانى كه از غرب به شام آمده بودند ، مردى بود به نام « كى » كه آن ملكه دلداده عشق او شد و با او زناشوئى كرد و زمام فرمانروائى به دو سپرد و تاج بر سر او نهاد . و بطريقها [ ( 1 ) ] و كشيشان و راهبان و بارونها و طوايف اسبتاريه [ ( 2 ) ] و داويه [ ( 3 ) ] را احضار كرد و آنان را درين كار گواه گرفت .
آنان نيز از او اطاعت كردند و پيش او سر فرود آوردند .
اين وضع براى قمص گران تمام شد و دست پاى خود را گم كرد .
ازو حساب پولهائى را خواستند كه در دوره فرمانروائى آن
هامش
[ ( 1 ) ] - بطريق : در قديم قائد و پيشوا و فرمانده ارتش روم را مىگفتهاند .
( فرهنگ عميد )
[ ( 2 ) ] - اسبتاريه : به معنى « سواران قديس يوحنا » است .
[ ( 3 ) ] - داويه : لفظى عربى ، كه تحريفى از واژه سريانى به معنى فقير است .
اسم اين طبقه در اصل لاتينى (Pauperes Commilitones Christi) به معنى بقيه ذيل در صفحه بعد