برنداشتند .
چون فرنگيان گرد هم آمده و برخى به برخى ديگر پيوسته بودند چالشگران صلاح الدين مىخواستند كارى كنند كه فرنگيان به آنان حملهور شوند و دو دسته با هم به زد و خورد پردازند و كار جنگ بالا گيرد و ميان فرنگيان پراكندگى افتد تا از نيروى ايشان كاسته شود و مسلمانان از دستشان بياسايند .
فرنگيان كه در آن گير و دار از كناره گيرى از خندقهاى خود پشيمان شده بودند ، در همان جا ، يعنى كرانه باخترى رود ، ماندند و شب را نيز در آن جا به صبح رساندند .
روز بعد به سوى عكا باز گشتند تا به خندقهاى خود پناه برند . چالشگران سر در پى ايشان نهادند و گاه با شمشير و گاه با نيزه و گاه با تير ، با آنان مىجنگيدند .
فرنگيان هر گاه كه يكى از ايشان كشته مىشد ، او را با خود مىبردند تا مسلمانان ندانند كه چه آسيبى به آنها رسيده است .
اگر صلاح الدين بدان بيمارى دچار نشده بود ، اين جنگ يقينا با پيروزى مسلمانان پايان مىپذيرفت ولى خداوند هر گاه چيزى را بخواهد ، همان را به انجام خواهد رساند .
فرنگيان وقتى به خندقهاى خود رسيدند ، ديگر از آن جا بيرون نيامدند .
مسلمانان نيز به چادرهاى خود بازگشتند .
از فرنگيان گروهى انبوه كشته شده بود .
در بيست و سوم ماه شوال نيز گروهى از مسلمانان در كمين نشستند و گروهى ديگر به فرنگيان تاختند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٠