و كسانى را كه مأمور عكا هستند بيرون آورند .
ترتيب انجام اين كار را نيز به برادر خود - ملك عادل - واگذار كرد .
ملك عادل نيز به كرانه دريا نقل مكان نمود و در زير كوه حيفا اردو زد و كشتىهاى بادبانى و پاروئى را گرد آورد و هر گاه كه گروهى سرباز از راه دريا برايش مىرسيد آنان را به عكا مىفرستاد و در عوض آنها سربازانى را از آن جا بيرون مىآورد .
بدين گونه بيست سردار وارد عكا شدند در صورتى كه پيش از آن در عكا شصت سردار به سر مىبردند . و كسانى كه در آن جا وارد شدند به نسبت كسانى كه از آن جا خارج گرديدند ، اندك بودند .
نايبان صلاح الدين نيز در سرباز گيرى و فرستادن سرباز به عكا سستى مىورزيدند .
در انبار كالاى صلاح الدين هم گروهى از مسيحيان كار مىكردند . و هر وقت عدهاى كه تازه سرباز شده بودند براى دريافت ساز و برگ پيششان مىآمدند در حق آنان گاهى دانسته و گاهى ندانسته ، انواع سختگيرى و سرزنش را روا مىداشتند .
در نتيجه اين طرز رفتار گروه انبوهى پراكنده شدند و رفتند .
سستى و كوتاهى صلاح الدين و اعتماد او به نايبانى كه داشت و سهل انگارى نايبان وى نيز مزيد بر علت شد .
وضع بدين گونه بود تا زمستان سپرى گرديد و كشتىهاى فرنگيان به عكا برگشتند و راه دريا به روى مسلمانان قطع شد مگر براى كسانى كه شناكنان خود را به عكا مىرساندند و نامهاى مىآوردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٣